این جلسه در تاریخ ۰۵/۰۶/۰۵ با موضوع تجربه زیسته مهندس احسان ارغوانی برگزار شد.
در این نشست، مهندس احسان ارغوانی از مسیر ورود خود به مرکز تحقیقات کاشیگر و تجربههای حاصل از فعالیت در پروژههای مختلف صنعتی، از جمله گلگهر، مس سرچشمه، میدوک و پروژههای راهاندازی کارخانههای فرآوری در خارج از کشور، سخن گفتند. ایشان با تأکید بر اهمیت پیگیری مستمر، توجه به جزئیات، یادگیری مداوم، احترام متقابل و کار تیمی، نقش حضور در کاشیگر را در شکلگیری دانش فنی، مهارتهای مدیریتی و ارتباطی و موفقیت در فعالیتهای حرفهای خود تشریح کردند. همچنین بخشی از سخنان ایشان به تجربههای فنی در حوزه راهاندازی کارخانههای فرآوری، نوار نقالههای طولانی، HPGR، شبیهسازی و انتقال دانش به نسل جدید مهندسان اختصاص داشت.
من احسان ارغوانی هستم و هر آنچه امروز بلد هستم و یاد گرفتهام، از دوران حضور در کاشیگر آغاز شده است. خدا را شاکرم که این فرصت را داشتم تا در کنار دکتر بنیسی و تیم کاشیگر فعالیت کنم. بدون تردید، یکی از بهترین تصمیمهای زندگی من، انتخاب دانشگاه شهید باهنر و حضور در مرکز تحقیقات کاشیگر بود.
با وجود اینکه چندین سال از حضورم در این مجموعه میگذرد، هنوز هم در کار حرفهای خود از همان تجربهها استفاده میکنم. آن دوران، هم از نظر فنی و هم از نظر مهارتهای ارتباطی، تجربههای بسیار ارزشمندی برای من به همراه داشت.
سال ۱۳۸۸ در مقطع کارشناسی ارشد پذیرفته شدم. از همان ابتدای ورود به دانشگاه، در کنار گذراندن واحدهای درسی، تلاش میکردم در جلسات کاشیگر حضور داشته باشم. بخشی از این جلسات در کارخانه زغالشویی زرند برگزار میشد و چندین جلسه نیز همراه دکتر حسنخویی در آنجا حضور پیدا کردم. همان زمان بود که علاقه من به حوزه فرآوری بیش از پیش شکل گرفت.
پس از آن نوبت به پایاننامه رسید که در گلگهر سیرجان انجام شد. سپس این فرصت را پیدا کردم که در کنار آقای دکتر بنیسی در پروژههای مختلفی در میدوک، گلگهر و سرچشمه فعالیت کنم. بعدها با تشکیل شرکت خصوصی، بخشی از فعالیتهایم در قالب همان تیم ادامه پیدا کرد و در نهایت، برای راهاندازی کارخانههای فرآوری، پیشنهاد کاری از کشور ازبکستان دریافت کردم. اکنون حدود چهار سال است که در این کشور مشغول فعالیت هستم.
از همان سالهای ابتدایی که در کنار کارشناسان اروپایی کار میکردیم، به این نتیجه رسیدم که از نظر دانش و تخصص تفاوت محسوسی میان ما و کارشناسان خارجی وجود ندارد. حتی در بسیاری از موارد، به دلیل شناخت دقیق تجهیزات، فرآیندها و تجربه حضور در کارخانههای مختلف، اطلاعات عملی ما کاملتر بود. اگرچه نمیگویم از کارشناسان شرکتهایی مانند متسو یا FLSmidth بهتر بودیم، اما قطعاً چیزی از آنها کم نداشتیم و در بسیاری از مواقع، آنها نیز به نظرات و پیشنهادهای ما توجه میکردند.
به اعتقاد من، تفاوت اصلی آنها با ما در این است که فضای بیشتری برای توسعه فناوری، ساخت تجهیزات و نوآوری در اختیار داشتهاند. همچنین به دلیل ارتباط گسترده با صنایع مختلف، توانستهاند محصولات و تجهیزات خود را در سطح جهانی عرضه کنند. با این حال، نکتهای که در عملکرد آنها به چشم میخورد، همان چیزی است که ما نیز در کاشیگر یاد گرفته بودیم؛ پیگیری مستمر.
پیگیری مداوم یک اصل جهانی است. اگر میخواهید کاری را به نتیجه برسانید، باید بر تمام بخشهای آن اشراف داشته باشید. هرجا مشکلی پیش آمد، باید ریشه آن را پیدا کنید، با افراد مختلف صحبت کنید، علت اصلی را بشناسید و برای رفع آن اقدام کنید. بسیاری از پروژهها نه به دلیل پیچیدگی فنی، بلکه به خاطر رها شدن یک مشکل کوچک متوقف میشوند. بنابراین نباید از روبهرو شدن با مسائل و پیگیری آنها ترسید.
اگر خودتان برای کاری اهمیت قائل نباشید و آن را نیمهکاره رها کنید، طبیعی است که دیگران نیز آن را جدی نگیرند. هرچه میزان تعهد و باور شما نسبت به کار بیشتر باشد، دیگران نیز همان نگاه را نسبت به آن خواهند داشت.
موضوع مهم دیگر، توجه به جزئیات است. بسیاری از پاسخهایی که به دنبال آن هستیم، در جزئیات پنهان شدهاند. در واقع، مجموعهای از عوامل کوچک هستند که باعث موفقیت یا شکست یک پروژه بزرگ میشوند. اگر هر بخش کوچک در جای درست خود قرار بگیرد، پروژه مرحلهبهمرحله پیش میرود؛ اما اگر همین جزئیات نادیده گرفته شوند، بهصورت دومینویی بر کل پروژه اثر میگذارند.
یکی دیگر از نکاتی که همیشه برای من اهمیت داشته، وقتشناسی است. حتی دقیقه و ثانیه نیز اهمیت دارند. افرادی که برای زمان خود ارزش قائل هستند، برای زمان دیگران نیز احترام قائل میشوند. وقتشناسی فقط به معنای سر ساعت حاضر شدن نیست؛ بلکه نشان میدهد شما برای تمام فعالیتهای خود برنامهریزی کردهاید. همین موضوع باعث میشود دیگران نیز برای وقت و برنامه شما ارزش قائل شوند.
موضوع دیگری که به آن اعتقاد دارم، احترام به همه افراد است. لازم نیست با همه صمیمی باشیم، اما باید به همه احترام بگذاریم؛ از کارگری که مسئول نظافت است تا مدیر مجموعه. همه افراد در موفقیت یک مجموعه نقش دارند و باید زحماتشان دیده شود. شاید این موضوع ساده به نظر برسد، اما همین رفتارها به مرور شخصیت حرفهای انسان را شکل میدهد.
زمانی که به ازبکستان آمدم، از همان روزهای اول یادگیری زبان روسی را با استفاده از نرمافزار دولینگو آغاز کردم. در این کشور، علاوه بر زبان ازبکی، زبان روسی نیز کاربرد فراوانی دارد و دانستن آن امکان ارتباط با افراد روس، اوکراینی و قزاق را فراهم میکند. خوشبختانه امروز توانستهام ارتباط خوبی برقرار کنم و این موضوع در کارهای بینالمللی بسیار مؤثر بوده است.
به نظر من، هیچگاه نباید در یادگیری متوقف شد. اگر در منطقه ترکزبان فعالیت میکنید، زبان ترکی یاد بگیرید و اگر در منطقه کردزبان هستید، زبان کردی را بیاموزید. این کار نشان میدهد که برای برقراری ارتباط ارزش قائل هستید و همین موضوع باعث میشود دیگران نیز برای ارتباط با شما تلاش کنند. این یادگیری فقط به زبان محدود نمیشود؛ نرمافزارها، دورههای آموزشی و مهارتهای جدید نیز باید همواره در برنامه یادگیری ما قرار داشته باشند. اگر این روند متوقف شود، بازگشت دوباره به آن بسیار دشوار خواهد بود.
یکی از مهمترین تجربههای شخصی من، نقش خانواده در موفقیت حرفهای است. حقیقتاً یکی از بزرگترین شانسهای زندگی من این بوده که همسرم در تمام این سالها همراه و حامی من بوده است. در بسیاری از مأموریتها و محلهای کاری که شرایط آبوهوایی یا امکانات مناسبی نداشتند، در کنار من حضور داشت و همین موضوع باعث دلگرمی من شد. از آنجا که فعالیت در صنعت معدن معمولاً خارج از شهرها انجام میشود، به نظر من لازم است این موضوع، بهویژه هنگام ازدواج، مورد توجه قرار گیرد و درباره آن تفاهم لازم وجود داشته باشد.
از نظر تخصصی، در یکی از بزرگترین پروژههای راهاندازی کارخانه فرآوری مس فعالیت داشتهام. راهاندازی چنین پروژههایی با کارخانههای کوچک تفاوت اساسی دارد. در پروژههای بزرگ، امکان حضور همزمان در همه بخشها وجود ندارد و باید فرآیندها را بهگونهای تعریف کرد که هر واحد بتواند وظایف خود را بهدرستی انجام دهد. در چنین پروژههایی، اگر ساختار مناسبی وجود نداشته باشد، ممکن است برخی فعالیتها بهسادگی فراموش شوند یا بهدرستی اجرا نشوند.
یکی از موضوعاتی که در این پروژهها روی آن کار کردم، نوار نقالههای طولانی (Overland Conveyor) بود. این تجهیزات رفتار متفاوتی نسبت به نوار نقالههای معمولی دارند و امروزه استفاده از آنها روزبهروز بیشتر میشود. شرکتهای مختلفی مانند گوهرزمین نیز به سمت استفاده از این فناوری حرکت کردهاند. شناخت نحوه طراحی، توانکشی، ظرفیت و رفتار این نوارها شاید مستقیماً در حوزه فرآوری نباشد، اما با توجه به توسعه سنگشکنی داخل پیت، لازم است دانش خود را در این زمینه نیز افزایش دهیم.
در پروژه HPGR نیز تجربه ارزشمندی به دست آوردیم. یکی از مشکلات اصلی، وجود رطوبت در خوراک بود. به دلیل ظرفیت بالای کارخانه، حتی مقدار کمی رطوبت در محصول سرند باعث تجمع مواد روی نوار نقاله و ایجاد مشکل در ناحیه HPGR میشد؛ موضوعی که در کارخانههای کوچک معمولاً مشاهده نمیشود. تجربه شخصی من این است که در طراحی چنین مدارهایی، ابتدا مواد خشک روی نوار ریخته شوند و سپس محصول درشتدانه سرند به مدار بازگردد تا از چسبندگی مواد و تجمع آنها روی نوار جلوگیری شود.
یکی دیگر از موضوعات مهم، شبیهسازی است؛ حوزهای که یکی از نقاط قوت کاشیگر محسوب میشود. این فعالیت از شبیهسازی شوتها آغاز شد و نشان داد که حتی با نرمافزارهای ساده نیز میتوان تحلیلهای بسیار ارزشمندی انجام داد و نتایج را بهصورت بصری به دیگران منتقل کرد. به همین دلیل توصیه میکنم یادگیری نرمافزارهای تخصصی مانند DEM و سایر نرمافزارهای شبیهسازی را جدی بگیرید، زیرا ابزارهای بسیار ارزشمندی برای حل مسائل صنعتی هستند.
موضوع مهم دیگر، آموزش است. زمانی که در پروژههای طراحی، بهینهسازی یا راهاندازی فعالیت میکنید، باید دانستههای خود را به دیگران نیز منتقل کنید. بخشی از کارها را به همکاران بسپارید، در ابتدا بر عملکرد آنها نظارت داشته باشید و پس از اطمینان از تواناییشان، مسئولیت بیشتری به آنها واگذار کنید. انتقال دانش نهتنها باعث رشد دیگران میشود، بلکه خود شما را نیز از نظر علمی و حرفهای یک پله بالاتر میبرد.
در پایان اگر سؤالی داشته باشید، با کمال میل پاسخگو هستم.
+ شما حدود هشت سال در مرکز تحقیقات کاشیگر فعالیت داشتید. در این مدت، یک اتفاق خوب و یک اتفاق بد را نام ببرید. آیا امروز اتفاق بد هنوز برایتان اهمیت دارد و مهمترین اثر اتفاق خوب چه بوده است؟
– اتفاقات منفی خیلی زیادی نداشتیم. شاید مهمترین مسئله، موضوع بیمه بود که با پرداخت بیمه خویشفرما یا همکاری با شرکتهای دیگر برطرف شد. اما بزرگترین اتفاق مثبت، خود حضور در کاشیگر بود. این فرصت را داشتیم که با اعتبار نام کاشیگر در کارخانههای مختلف حضور پیدا کنیم، واحدهای گوناگون را از نزدیک ببینیم، با افراد مختلف صحبت کنیم و در پروژههای متنوع مشارکت داشته باشیم. یکی از ارزشمندترین تجربههای من نیز حضور در راهاندازی فاز دوم کارخانه بود؛ جایی که از نزدیک در کنار کارفرما و پیمانکار فعالیت کردیم و تجربههای بسیار خوبی به دست آوردیم.
+ توصیه شما به دانشجویان جدید چیست؟
– توصیه من این است که به حرف دانشجویان قدیمیتر گوش بدهید. زمانی که وارد کارخانه میشوید، تا جایی که میتوانید بیشتر بشنوید تا صحبت کنید. حضور فعال داشته باشید، همراهی کنید، مشاهده کنید و یاد بگیرید. اگر نظری داشتید، ابتدا آن را با مسئول گروه مطرح کنید، سپس با دکتر در میان بگذارید و بعد درباره آن صحبت کنید. با گذشت زمان متوجه میشوید که گاهی ارزش شنیدن، بسیار بیشتر از صحبت کردن است.



