این جلسه در تاریخ ۴۰۵/۰۵/۲۹ با موضوع تجربه زیسته مهندس مجید پورسعیدی برگزار شد.
در این نشست، مهندس مجید پورسعیدی از مسیر ورود خود به حوزه فرآوری مواد معدنی و آشنایی با مرکز تحقیقات کاشیگر، تجربههای خود در پروژههای صنعتی، بهویژه فعالیت در مدارهای آسیاکنی، کنترل و ابزار دقیق، چالشهایی که در مسیر ورود به صنعت و فعالیت حرفهای با آنها مواجه شده است، سخن گفتند. ایشان همچنین از نقش آموزشهای دکتر بنیسی، تجربه کار تیمی، حضور در کنار فرآیند و حل مسائل واقعی صنعت در شکلگیری مسیر حرفهای خود و تأثیر این تجربهها بر موفقیت شغلیشان صحبت کردند.
من خیلی خوشحالم که این فرصت در اختیارم قرار گرفت تا مسیر کاریام را، از زمانی که وارد مرکز تحقیقات شدم تا جایگاهی که امروز در آن قرار دارم، با شما به اشتراک بگذارم. اگر اجازه بدهید، ابتدا خودم را معرفی کنم.
من مجید پورسعیدی هستم، ورودی سال ۱۳۸۹ کارشناسی ارشد دانشگاه شهید باهنر کرمان. اصالتاً اهل دورود لرستان هستم و در حال حاضر ساکن تهرانم. رشته کارشناسی من مهندسی اکتشاف معدن در دانشگاه بیرجند بود، اما از همان ابتدا علاقهام بیشتر به حوزه فرآوری بود و این علاقه بهمرور بیشتر شد.
در دوره کارشناسی، درس کانهآرایی را با دکتر مسینایی گذراندم. یک روز ایشان سر کلاس جزوهای را آوردند و گفتند: این جزوه دکتر بنیسی است؛ هرکس میخواهد، از آن کپی بگیرد. بعد از اینکه جزوه را مطالعه کردم، اتفاقی مهم برایم رقم خورد، دیدگاهم نسبت به فرآوری تغییر کرد و بیشتر از قبل به این حوزه علاقهمند شدم.
دو دوره کارآموزی هم داشتم که به دلیل علاقهام به فرآوری، در کارخانه سیمان و در بخش آسیاکنی انجام دادم. همین تجربه باعث شد علاقهام به فرآوری دوچندان شود و تصمیم بگیرم در مقطع کارشناسی ارشد وارد این رشته شوم.
سال ۱۳۸۹ وارد دانشگاه شهید باهنر شدم و هدف مشخصی داشتم و آن انتخاب دکتر بنیسی به عنوان استاد راهنما بود؛ میخواستم با دکتر بنیسی پروژه بردارم. در سال اول بیشتر درگیر مسائل آکادمیک و گذراندن دروس تئوری بودیم. من سعی کردم تمام دروس اختیاری دکتر را در برنامه درسیام بگنجانم، در کلاسهای ایشان حضور مستمر داشته باشم و از مطالبی که مطرح میکردند نکتهبرداری کنم.
دلیل این کار این بود که در کلاسهای دکتر با مسائل و چالشهایی مواجه میشدیم که واقعاً در هیچ کتابی نمیتوانستیم پاسخشان را پیدا کنیم. به نظر من، مرکز تحقیقات واقعاً یک دانشگاه است؛ یک دانشگاه در دل دانشگاه
هرچه بیشتر با این فضا آشنا میشدم، علاقهام بیشتر میشد. بعد از گذراندن دروس موردنیاز با دکتر، توفیق شاگردی ایشان در پروژه کارشناسی ارشد نصیبم شد. سپس من را به مس میدوک فرستادند؛ در آن زمان دکتر یحیایی و دکتر حسنخویی نیز در مجتمع حضور داشتند و در پروژههای مربوط به آبگیری و تیکنرهای (دیپکن) مس کار میکردند.
پروژه من درباره افزایش کارایی مدار آسیاکنی اولیه (آسیا و هیدروسیکلون) مس شهربابک بود. مشکلی که در این مدار وجود داشت، دانهبندی محصول سرریز بود که نسبت به عدد طراحی، یعنی حدود ۹۰ میکرون، فاصله گرفته و به حدود ۱۳۰ میکرون رسیده بود.
ما برای حل این مسئله، کارهای مختلفی انجام دادیم؛ از جمله پایش مدار، بررسی پرشدگی گلوله، بررسی دانهبندی و بررسی حلقههای کنترلی.
بخش زیادی از کارهایی که انجام دادیم، تلفیقی از همان استانداردسازیهایی بود که دکتر روی آن تأکید داشتند.
یکی از اقدامات مهم ما افزایش پرشدگی گلوله از حدود ۲۲ درصد به ۳۵ درصد بود. اولین باری که وارد آسیا شدم، به دلیل کاهش پرشدگی گلوله، استخر پالپ تشکیل شده بود. درصد جامد خوراک هیدروسیکلون و خوراک آسیاها را تنظیم کردیم، سایز گلولهها را تغییر دادیم و سیستمهای ابزار دقیق و کنترلی را نیز بررسی و راهاندازی کردیم.
یکی از این موارد، بررسی سطحسنج حوضچه پمپ بعد از آسیا بود که از مدار خارج شده بود. همچنین دانسیتهسنج هستهای خوراک هیدروسیکلونها را بررسی کردیم. این دو مورد تأثیر زیادی بر پایداری مدار و کاهش نوسانات خوراک در مدار خردایش داشتند.
دنیای کنترل و ابزار دقیق و نظم حاکم بر آن، جذابیت ویژهای برایم داشت؛ بهگونهای که عزمم را برای پژوهش و فعالیت جدی در این مسیر مصممتر کرد. بهنظرم یک مدار میتواند از نظر طراحی در بهترین شرایط ممکن باشد، اما اگر نتوانیم آن را کنترل و پایدار کنیم، عملاً فایده چندانی ندارد.
ما این دانش را مدیون آموزشهای دانشگاهی دکتر بنیسی هستیم. ایشان درس مدلسازی و کنترل را به ما آموزش میدادند و بستری را فراهم کرده بودند که در کنار آموزشهای تئوری، بتوانیم این مباحث را در نرمافزار و فضای مرکز تحقیقات تجربه کنیم.
در سالهایی که در این حوزه فعالیت کردهام، در مصاحبههای شغلی مختلفی شرکت کردهام و همیشه متوجه یک تفاوت مهم شدهام: دید فرآوری صنعتی که در دانشگاه شهید باهنر و در میان دانشجویان دکتر بنیسی وجود داشت، با چیزی که در بسیاری از دانشگاههای دیگر دیده میشد، قابل مقایسه نبود.
حتی وقتی در مصاحبهها درباره کنترل و ابزار دقیق سؤال میشد، اکثر اتفاق به غریب نفرات در این زمینه هیچگونه تجربه و آگاهی نداشتند.
در مقابل، زمانی که من میخواستم ضرایب PID حلقههای کنترلی را تنظیم کنم، دکتر بنیسی این موضوع را بارها در کلاسهای درسی توضیح داده بودند. همانجا بود که صنعت برای جذابتر شد و احساس کردم مطالبی که در دانشگاه یاد میگیریم، واقعاً قابلیت استفاده در صنعت را دارند.
در نهایت توانستیم دانهبندی محصول را از حدود ۱۳۰ میکرون به حدود ۹۵ میکرون برسانیم. شاید در نگاه اول این کار ساده به نظر برسد و تصور کنید فقط با تغییرات درصد جامد یا شارژ گلوله میتوان به این نتیجه رسید، اما چون با یک مدار بسته سروکار داشتیم، موضوع پیچیده بود و هر پارامتر روی پارامترهای دیگر تأثیر میگذاشت.
آن سال ما جزو اولین دانشجوهایی بودیم که دکتر ما را بهعنوان مشاور در صنعت مس معرفی کرده بودند. در ابتدای پروژه، دکتر حسنخویی و دکتر یحیایی حضور داشتند و در ادامه مهندس ارغوانی نیز به تیم اضافه شدند. کار کردن در قالب یک تیم و اهمیت کار گروهی را من همانجا یاد گرفتم.
یکی از چالشهایی که در مس میدوک با آن مواجه شدیم، مقاومت در برابر تغییر بود. شما بهعنوان یک مهندس جوان وارد کارخانه میشوید و در مقابل افرادی قرار میگیرید که سالها تجربه و سابقه کار دارند. در نهایت چیزی که نتیجه خوبی ایجاد میکند، تلفیق دانش فنی، آگاهیای که از محیط دانشگاه کسب کردهاید و تجربه افراد حاضر در صنعت است.
توصیه من به دوستانی که تازه وارد صنعت میشوند این است که صبر و پشتکار داشته باشند، از مطالبی که در دوره حضورشان با دکتر یاد میگیرند نکتهبرداری کنند و مهمتر از همه، سعی کنند کار را به نتیجه برسانند.
وقتی کار انجام شود و نتیجه بگیرید، مقاومتها کمکم شکسته میشود و نظرات شما برای دیگران اهمیت پیدا میکند.
من حدود یک سال روی پروژهام کار کردم و زمانی که پروژه تقریباً به پایان رسیده بود، باید برای خدمت سربازی اقدام میکردم. چند ماه فرصت داشتم و برای کسب تجربه بیشتر، در کنار سایر دوستان در مرکز ماندم.
یکی از مزیتهای مرکز تحقیقات این است که شما فقط محدود به پروژه خودتان نیستید. میتوانید با همکاری سایر دوستان، در پروژههای مختلف حضور پیدا کنید و تجربههای بیشتری به دست بیاورید؛ تجربههایی که بعدها برای آینده شغلی شما بسیار مهم خواهند بود.
بهعنوان کسی که حدود ۱۳ سال است در این حوزه فعالیت میکنم، میخواهم بگویم واقعاً قدر این لحظات و حضور در کاشیگر و کار کردن در کنار دکتر بنیسی را بدانید. کار تیمی کنید و فقط به پروژه خودتان محدود نشوید.
اینطور نباشد که چند سال بعد بگویید: من در کارخانه حضور داشتم و از تجربههای مختلف بهره نگرفتم.
بعد از پایان پروژه، دفترچه اعزام به خدمت را ارسال کردم. تلاش زیادی کردیم که بتوانم امریه مس را بگیرم، اما گفتند مدتهاست ظرفیت امریه مس برداشت شده است. در نهایت مجبور شدم امریه قرارگاه خاتم را در یک پروژه سدسازی بگیرم که خارج از رشته اصلیام و در حوزه استخراج بود.
دو سال آنجا بودم؛ یک سال در استخراج روباز و یک سال در حفاری تونل، و هر دو را بهصورت عملیاتی و تجربی انجام دادم. تجربه بسیار خوبی بود و باعث شد دید گستردهتری نسبت به بخشهای مختلف معدن پیدا کنم.
بعد از پایان خدمت، وارد یکی از شرکتهای بزرگ حوزه معدن شدم که در زمینههای اکتشاف، استخراج و فرآوری فعالیت میکند. جالب است که ورود من به این مجموعه هم به دوران خدمت سربازی و یک کنفرانس برمیگردد.
دوران آموزشی خدمت سربازی من در یزد بود. زمانی که در میدوک بودیم، یک کنفرانس برگزار میشد که یکی از مقالات ما نیز برای آن پذیرفته شده بود. این کنفرانس، اولین کنفرانس فناوریهای معدنکاری ایران بود و اتفاقاً محل برگزاری آن دانشگاه یزد بود.
من از پادگان برای ارائه مقاله کنفرانس، به دانشگاه یزد رفتم. همچنین تیم کاشیگر نیز در آنجا غرفه داشت.
مقاله را ارائه کردم و بعداً متوجه شدم که از بین حدود ۱۲۴ مقاله ارائهشده، مقاله ما رتبه اول را کسب کرده است.
پس از اتمام ارائه مقاله در کنفرانس، در حاشیه مراسم با یکی از شرکتکنندگان به گفتگو پرداختم. در آن مقطع از جایگاه ایشان اطلاعی نداشتم، اما متعاقباً مشخص گردید که ایشان از مدیران ارشد مجموعه ما هستند. ایشان با ابراز رضایت از کیفیت ارائه، نسبت به وجود فرصتهای شغلی در مجموعه اشاره نموده و پیشنهاد دادند که جهت هماهنگیهای آتی با ایشان در ارتباط باشم.
پس از اتمام دوره خدمت سربازی در قرارگاه خاتم، با وجود دریافت پیشنهاد رسمی همکاری از سوی مجموعه، به دلیل تمایل به تمرکز بر حوزهی تخصصی خود، تصمیم به پیگیری فرصتهای مرتبط با رشته تحصیلیام گرفتم. در همین راستا، به واسطه ارتباطی که پیشتر در کنفرانس با یکی از مدیران ارشد مجموعه برقرار شده بود، جهت انجام مصاحبههای تخصصی به اردکان دعوت شدم. پس از طی موفقیتآمیز مراحل گزینش در مرحله پیشراه اندازی کارخانه اردکان و همچنین عبور از مصاحبه فنی در دفتر فنی تهران، مسیر همکاری با این مجموعه آغاز گردید که تاکنون بیش از ۱۳ سال به آن ادامه یافته است.
در مجموعهای که مشغول بکار هستم، دکتر بنیسی به عنوان یکی از متخصصان برجسته صنعت معدنی شناخته شده هستند. اعتبار ایشان و مرکز تحقیقات کاشیگر به قدری است که در تمامی بخشهای صنعتی که با آنها در ارتباط بودهام، نام ایشان پر آوازه است.
کارخانه در مرحله پیشراهاندازی بود و مدار آسیاکنی مشکل داشت. همان هفته اول به ماموریتی در کارخانه اردکان رفتم. بعد از بررسی و پایش مدار متوجه شدم که دلیل سرریز شدن پالپ از سامپ بعد آسیا، باردرگردش زیاد می باشد که با سرعت پمپ خوراک دهی و فشار هیدروسیکلون شرایط پایدار شد.
در واقع تمام پارامترهای عملیاتی که در میدوک مورد بررسی قرار داده بودیم، در کارخانه اردکان تکرار کردم. برای من روزهای اول کاری یک ارائه عملی از آموخته های قبلیم در مرکز تحقیقات کاشیگر بود.
یکی از خاطرات جالبی که از میدوک دارم، داستان افزایش پرشدگی گلوله بود. ما پرشدگی را از حدود ۲۲ درصد به ۳۵ درصد افزایش دادیم. بعد از افزایش پرشدگی، توان مصرفی آسیا که توان اسمی آن حدود ۲۹۸۰ کیلووات بود، ناگهان به حدود ۳۵۰۰ کیلووات رسید. اعداد نمایش داده شده مربوط به توان روی سیستم PLC کارخانه بصورت بحرانی درآمده و عجیب اینکه دستگاه به اصطلاح تریپ نمی داد و همچنان در حال کار بود. واحد ابزار دقیق و برق مرتب تماس میگرفتند و میگفتند باید گلولهها تخلیه شوند، چون ممکن است موتور آسیا آسیب ببیند. من موضوع را به دکتر منتقل کردم و تمام موارد را برای ایشان توضیح دادم. چیزی که برای من بسیار جالب بود، آرامش و صلابتی بود که دکتر در پاسخ نشان دادند. برای من مهم بود که ببینم یک نفر چطور میتواند با اطمینان از دانش و تحلیل خود، حتی در شرایطی که همه نگران هستند، آرام و محکم صحبت کند.
طبق طراحی، پرشدگی آسیا باید حداقل حدود ۳۵ درصد باشد و بنابراین این عدد درست بود. پس اگر توان مصرفی افزایش پیدا کرده بود، باید دلیل را در جای دیگری پیدا میکردیم و بنابراین نمایش این توان نادرست و کاذب بود.
در یکی از جلسات ماهانه با کارخانه، دکتر دلیل این خطا را ناشی از مشکل برقی یا ابزار دقیق و یا ناشی از عوامل محیطی مانند گرد و غبار که باعث گرم شدن موتور و توان کشی کاذب می شود بیان کردند و به تحلیل خود اعتماد کامل داشتند. شاید اگر من جای دکتر بودم شرایط برایم نگران کننده می شد اما صحبت های دکتر و تاکید بر علمی نبودن این قضیه به من آرامش داد.
حدود یک ماه با همین شرایط کار کردیم تا به زمان اورهال کارخانه رسیدیم.
من در بالای اتاق کنترل بودم که دیدم چند نفر از کارگران آمدند و فیلترهای جلوی موتور را تعویض کردند. آنقدر گردوغبار بلند شد که تجهیزات دیگر بهراحتی قابل مشاهده نبودند.
روز بعد که کارخانه دوباره راهاندازی شد، دیدم توان مصرفی به حدود ۲۶۵۰ کیلووات رسیده است؛ یعنی حتی کمتر از مقدار طراحی.
نکته جالب این بود که بعد از این اتفاق، رفتار پرسنل نسبت به من تغییر کرد. آنها یک نمونه عملی از تحلیل و دانش فنی مرا دیده بودند و همین موضوع باعث شد در دفعات بعد، نسبت به نظرات و تغییراتی که پیشنهاد میکردم، اعتماد بیشتری داشته باشند.
این یکی از بهترین تجربههای کاری من بود. از آن یاد گرفتم که در جلساتی که امروز در آنها حضور پیدا میکنم، اگر به موضوعی اعتقاد دارم و میدانم تحلیل درستی دارم، باید محکم و با اعتماد به نفس پای آن بایستم.
دکتر بنیسی یک جمله معروف داشتند که همیشه به ما میگفتند: مهم نیست وارد چه شغلی میشوید؛ مهم این است که در آن شغل بهترین باشید.
من این جمله را همیشه آویزه گوشم کردهام.
دکتر بنیسی در صنعت اعتبار خودشان را وسط میگذارند، به دانش و تحلیل خود ایمان دارند و ترس را کنار میگذارند. همین ویژگی باعث شده همیشه با قدرت از کارشان دفاع کنند و در نهایت به نتیجه برسند.
سؤال: علت افزایش توانکشی آسیا در میدوک چه بود؟
دکتر بنیسی پاسخ دادند:
بگذارید خودم بهصورت مادربزرگی توضیح بدهم.
فرض کنید میخواهید در تیرماه از کرمان سوار هواپیما شوید. تعداد مسافرانی که هواپیما میتواند در تیرماه جابهجا کند، با تعداد مسافران در دیماه متفاوت است. فکر میکنید چرا؟ به دلیل گرما و تغییر شرایط انتقال حرارت.
مسئله داغ شدن موتور بسیار مهم است. همه موتورها فیلتر هوا و فن دارند. زمانی که فیلتر تمیز نباشد، تهویه بهدرستی انجام نمیشود و موتور داغ میکند. در این شرایط، توانکشی واقعی موتور تحت تأثیر قرار میگیرد.
در مورد آسیا نیز همین اتفاق افتاده بود. به دلیل کثیف بودن فیلترها و شرایط نامناسب خنککاری، توان مصرفی افزایش پیدا کرده بود. زمانی که فیلترها تمیز یا تعویض شدند، خنککاری به حالت مناسب برگشت و مشکل افزایش توانکشی نیز برطرف شد.





