در این نشست، مهندس محسن مرادی از تجربههای نزدیک به دوازده سال فعالیت حرفهای خود پس از ورود به مرکز تحقیقات کاشیگر سخن گفتند. ایشان فعالیت خود را در تیرماه سال ۱۳۹۳ با حضور در پروژه گندلهسازی گلگهر و کار روی آسیاهای این مجموعه آغاز کردند. همکاری با دکتر حسنخویی، مهندس ارغوانی، دکتر مالکیمقدم و دکتر پارساپور، فرصتی فراهم کرد تا در کنار آموختههای دانشگاهی و آموزشهای دکتر بنیسی، با فضای واقعی صنعت و الزامات اجرای پروژههای صنعتی از نزدیک آشنا شوند.
سلام، امیدوارم حال همه دوستان خوب باشد، بهویژه آقای دکتر. من محسن مرادی هستم و میخواهم چند نکته را بر اساس تجربه حدود دوازده سال فعالیتم در صنعت فرآوری مواد معدنی با شما در میان بگذارم؛ نکاتی که امیدوارم برای دوستان، بهخصوص دانشجویان و افرادی که در ابتدای مسیر حرفهای خود هستند، مفید باشد.
من فعالیت خود را در مجموعه کاشیگر با پروژه گندلهسازی گلگهر آغاز کردم. از تیرماه سال ۱۳۹۳، در پروژههای مرتبط با آسیاهای گندلهسازی و در کنار دکتر حسنخویی، مهندس ارغوانی، دکتر مالکیمقدم و دکتر پارساپور فعالیت داشتم. آنجا با فضای متفاوتی از دانشگاه و شرایط واقعی صنعت آشنا شدیم و بسیاری از موضوعات را از ابتدا یاد گرفتیم. البته مبانی این مطالب را در دانشگاه و کلاسهای دکتر بنیسی آموخته بودیم، اما حضور در محیط صنعتی کمک کرد کاربرد واقعی آموختههایمان را ببینیم.
بعد از پایان همکاریام با مجموعه کاشیگر، حدود دو ماه در یک شرکت دیگر بهعنوان مهندس فرایند فعالیت کردم. سپس سرپرستی کارگاه یک کارخانه کنسانتره با ظرفیت سالانه ۳۰۰ هزار تن را بر عهده گرفتم و حدود چهار سال، تا سال ۱۴۰۲، آنجا بودم. پس از آن نیز در کارخانه کنسانتره پایا فولاد کویر یزد در منطقه ساغند، بهعنوان مدیر تولید مشغول به کار شدم. در کنار این فعالیتها، با چند شرکت کوچک دیگر نیز همکاری مشاورهای داشتم و حدود پنج ماه هم با گلگهر در زمینه حسابرسی فرآیندی همکاری کردم.
در این سالها تجربههای مختلفی به دست آوردم که میخواهم آنها را در چند محور با شما در میان بگذارم. اولین نکتهای که باید در نظر داشته باشیم، این است که قرار نیست همه ما حتماً در یک شرکت بزرگ استخدام شویم. میدانیم که ورود به چنین مجموعههایی رقابتی است و ممکن است مسیر شغلیمان را در شرکتها و کارخانههای کوچکتر آغاز کنیم. اتفاقاً در این مجموعهها فرصتهای یادگیری زیادی وجود دارد؛ فقط باید بدانیم چطور از آنها استفاده کنیم.
۱. یادگیری موضوعات فراتر از تخصص فرآوری
اولین نکته این است که وقتی در یک پروژه کوچک مشغول به کار میشویم، لزوماً تمام وظایفمان به تخصص فرآوری مواد معدنی محدود نمیشود. ممکن است در کنار کار تخصصی، مجبور شویم با مسائل عمرانی، مکانیکی، پایپینگ و اجرای پروژه نیز سروکار داشته باشیم. بنابراین، بهتر است علاوه بر دانش فرآوری، با نقشههای PFD و P&ID، اصول ساختوساز، بتنریزی، دیوارچینی، پایپینگ، تعمیرات مکانیکی و سیستمهای نگهداری و تعمیرات نیز آشنا باشیم.
ما در کاشیگر نرمافزار سالیدورکس را هم یاد گرفتیم که هنوز برای من کاربرد دارد. به نظرم یکی از ویژگیهایی که باید در خودمان تقویت کنیم، کنجکاوی است. نباید بهسادگی از کنار کار جوشکار، پایپینگکار یا نیروی مکانیک عبور کنیم. با رعایت اصول ایمنی، میتوانیم به کار آنها توجه کنیم، سؤال بپرسیم و از تجربهشان یاد بگیریم.
وقتی وارد یکی از شرکتهایی شدم که قرار بود در آن سرپرستی کارگاه را بر عهده بگیرم، با زمینی خالی روبهرو بودم و هنوز کارخانهای وجود نداشت که بتوانیم فرایند فرآوری را در آن اجرا کنیم. طبیعتاً در چنین شرایطی باید علاوه بر تخصص خودم، از مراحل اجرای پروژه نیز شناخت میداشتم. در آن مجموعه متخصصان عمران و مکانیک حضور داشتند، اما برای اینکه بتوانم کار را مدیریت کنم و با بخشهای مختلف هماهنگ باشم، لازم بود زبان فنی آنها را تا حد مناسبی بفهمم.
در کارخانههای بزرگ شاید کمتر با چنین شرایطی روبهرو شویم، چون برای هر بخش نیروی متخصص جداگانه وجود دارد؛ اما در پروژههای کوچک، یک مهندس ممکن است با مسائل متنوعتری درگیر شود. من این شیوه یادگیری را “یادگیری کریستالی” مینامم؛ یعنی از یک دانش پایه شروع کنیم و بهتدریج با اضافهشدن تجربههای جدید، جستجو و مطالعه دانش خود را عمیقتر و کاملتر کنیم.
۲. مستندسازی تصویری و ثبت جزئیات
نکته دوم، مستندسازی تصویری است. تجربه به من نشان داده که گرفتن عکس و فیلم از وضعیت تجهیزات، خرابیها، تغییرات و مراحل اجرای کار، گاهی بسیار بیشتر از چیزی که تصور میکنیم به کمکمان میآید.
یکبار در کارخانه گندلهسازی، پس از توقف کارخانه، دمپر یکی از فنها را تعویض کرده بودند؛ اما کمتر از دو ماه بعد، تجهیز جدید دچار مشکل شد و بررسی موضوع به ما ارجاع داده شد. در زمان توقف قبلی، از بخشهای مختلف کارخانه عکس گرفته بودیم. در گوشه یکی از عکسها، دمپر قدیمی هم دیده میشد؛ دمپری که دیگر نتوانستیم آن را در میان ضایعات پیدا کنیم. همان تصویر به ما کمک کرد وضعیت قبلی را بررسی و از آن در شبیهسازیها استفاده کنیم.
دکتر بنیسی همیشه تأکید میکردند که باید مثل خبرنگار باشیم و از جزئیات عکس بگیریم. ممکن است هزار عکس ثبت کنیم، اما در آینده فقط دو مورد از آنها برای حل یک مسئله مهم باشند. بنابراین، بهتر است هنگام بازدید از کارخانه یا اجرای پروژه، فقط به موضوع اصلی توجه نکنیم و شرایط اطراف، اجزای تجهیزات و جزئیاتی را هم که شاید در آن لحظه کماهمیت به نظر میرسند، ثبت کنیم.
۳. شناخت نیروی انسانی و یادگیری از تجربه دیگران
موضوع بعدی، نحوه برخورد با نیروی انسانی و مدیریت افراد است. من در طول فعالیت حرفهایام سعی کردهام خودم را جای دیگران بگذارم؛ چه مدیر بالادست باشند و چه کارگر یا کارمندی که در رده پایینتری فعالیت میکند. این همان رویکردی است که در کاشیگر از آن یاد گرفتم.
دکتر بنیسی تأکید میکردند که با کارگران و مهندسان بنشینیم، با آنها صحبت کنیم و حرفهایشان را بشنویم. به نظرم این کار فقط برای ایجاد ارتباط دوستانه نیست، بلکه فرصت مهمی برای شناخت مسائل واقعی محیط کار است. گاهی یک کارگر یا مهندس درباره مشکلاتی که با مدیران بالادست دارد صحبت میکند. همین حرفها میتواند برای من که ممکن است در آینده مسئولیت مدیریتی بیشتری داشته باشم، تجربه ارزشمندی باشد.
وقتی در جایگاه پایینتری فعالیت میکنیم، با مسائل و مشکلاتی روبهرو میشویم که ممکن است در آینده، هنگام مدیریت یک مجموعه، از یاد ببریم. اما اگر به تجربههای دیگران توجه کنیم و به صحبتهایشان گوش بدهیم، مجموعهای از اطلاعات و آموختهها در ذهنمان شکل میگیرد که بعدها در تصمیمگیریها به ما کمک میکند.
۴. استفاده از زمان و فرصت یادگیری
توصیه جدی من به دانشجویان و دوستانی که در ابتدای مسیر کاری خود هستند، این است که قدر زمانشان را بدانند. در ابتدای مسیر، معمولاً فرصت و فراغت بیشتری برای مطالعه و یادگیری داریم؛ اما هرچه جلوتر میرویم و مسئولیتهای کاری و خانوادگیمان بیشتر میشود، دیگر بهاندازه قبل نمیتوانیم برای آموزش وقت بگذاریم.
اگر به دوران حضورم در کاشیگر برگردم، یکی از کارهایی که متفاوت انجام میدادم، استفاده بهتر از زمانهای آزاد بود. گاهی اوقات وقت خود را صرف تماشای فیلم و سریال میکردیم، درحالیکه میتوانستیم از بخشی از این زمان برای مطالعه، یادگیری نرمافزار یا تقویت دانش تخصصی استفاده کنیم. البته استراحت هم لازم است، اما نباید فرصتهای ارزشمند یادگیری را بهسادگی از دست بدهیم.
من اهمیت حضور در محیط کارخانه را هم در همین چارچوب میبینم. بعداً مهندس نجمینیا که مسئولیت مدیریت گندلهسازی را بر عهده گرفتند، به این موضوع اشاره کرده بودند که با وجود داخل دفتر بودن کارکنان کارخانه در روزهای تعطیل، اعضای کاشیگر در مدار کارخانه حضور داشتند. بخش مهمی از توانایی اعضای کاشیگر در بررسی و پیگیری توقفات کارخانه، ناشی از حضور فعال آنها در محل و شناخت جزئیات بود.
فاصله بین دفتر اعضای کاشیگر با تکینرهای باطله زیاد هست. یادمه دکتر از قول اعضای سرچشمه نقل میکردند که مدیر کارخانه در آن مسیر در حال عبور بوده و پیشنهاد دادند که دوستان سوار ماشین شوند. بچهها گفتن نه، ما در طول مسیر در حال بازدید میدانی هستیم و موظفیم این مسیر را کامل ببینیم و نکات رو یادداشت کنیم.
یا حتی در بحث زمانبندی توقفات هم گاهی با واحد برنامهریزی اختلافنظر داشتیم؛ آنها درباره زمان یا وضعیت یک تجهیز نظری داشتند و ما به دلیل حضور زیادمان در مدار و بر اساس مشاهداتمان نظر دیگری مطرح میکردیم. به نظرم یکی از ویژگیهای مهمی که از کاشیگر آموختیم، همین حضور در میدان عمل و پیگیری واقعی مسائل است.
۵. حضور در نمایشگاههای تخصصی و آشنایی با تجهیزات
موضوع دیگری که به دوستان توصیه میکنم، حضور در نمایشگاههای معدن و صنایع معدنی است. در نمایشگاهها میتوانیم با شرکتهای مختلف، سازندگان تجهیزات، فناوریهای جدید و ظرفیتهای صنعتی آشنا شویم. برای مثال، در بعضی نمایشگاهها شرکتهای چینی حضور دارند و تجهیزات و فناوریهای خود را معرفی میکنند. این فرصت میتواند دید ما را نسبت به راهکارهای موجود در صنعت گسترش دهد.
این موضوع برای کسانی که قصد دارند در کارخانههای کوچکتر فعالیت کنند، اهمیت ویژهای دارد؛ چون بسیاری از این کارخانهها از تجهیزات ساخت داخل استفاده میکنند. بنابراین، لازم است شرکتهای سازنده داخلی را بشناسیم، با محصولات آنها آشنا شویم و بتوانیم درباره عملکرد، عیبیابی و انتخاب تجهیزات از آنها اطلاعات بگیریم. ارتباط با سازندگان و مشورت با افراد باتجربه میتواند در پروژههای آینده بسیار کمککننده باشد.
۶. سازگاری با شرایط صنعت و حضور در محیط کارخانه
من از دوستان جوان میخواهم زودرنج و دائماً گلایهمند نباشند. ما خودمان مسیر فعالیت در صنعت معدن را انتخاب کردهایم و میدانیم که این کار معمولاً با گرما، سرما، گردوغبار و شرایط محیطی دشوار همراه است. اگر قرار باشد دائماً از این شرایط ناراحت باشیم، احتمالاً نمیتوانیم تجربه خوبی از مسیر حرفهایمان به دست بیاوریم.
همچنین توصیه میکنم حتی اگر در یک مجموعه بزرگ مانند گلگهر یا سرچشمه فعالیت میکنید، بیش از اندازه پشت میز نمانید. با واحدهای مختلف کارخانه ارتباط داشته باشید، از بخشهای عملیاتی بازدید کنید و سعی کنید متوجه شوید تجهیزات چگونه کار میکنند و مشکلات از کجا به وجود میآیند. حضور صرف در دفتر نمیتواند جای تجربهای را بگیرد که از مشاهده مستقیم فرایند و گفتوگو با نیروهای عملیاتی حاصل میشود.
۷. اهمیت نامهنگاری و گزارش فنی
یکی دیگر از مهارتهایی که در دوران حضور در کاشیگر یاد گرفتیم، نگارش و گزارشنویسی بود. من از درس نگارش و آموزشهای دکتر بنیسی چیزهای زیادی آموختم و به نظرم اگر همان اصول را در محیط کار رعایت کنیم، میتوانیم از بسیاری از مشکلات جلوگیری کنیم.
یک مهندس باید بتواند ایدهها، مشاهدات و پیشنهادهایش را روشن و منظم بیان کند. حتی اگر تحلیل فنی خوبی داشته باشیم، اما نتوانیم آن را بهدرستی بنویسیم یا گزارش کنیم، ممکن است منظورمان بهدرستی منتقل نشود. گزارش فنی باید مسئله را مشخص کند، شواهد و بررسیها را توضیح دهد و پیشنهادها را به شکلی ارائه کند که دیگران بتوانند آن را ارزیابی و پیگیری کنند.
۸. آمادگی علمی برای مصاحبههای استخدامی
در طول سالهای فعالیت حرفهایام، با افراد زیادی از مهندس تا کارگر ساده مصاحبه کردهام؛ به نظرم بیش از ۵۰۰ نفر. یکی از نکاتی که در این مصاحبهها دیدهام، این است که بعضی از متقاضیان با وجود داشتن مدرک مهندسی، مبانی فنی مرتبط با شغل موردنظر را مرور نمیکنند.
برای مثال، یکبار با فردی بهصورت تلفنی مصاحبه میکردم که قرار بود برای سرپرستی یک مجموعه سنگشکنی استخدام شود. از او در مورد نحوه کار سنگشکن فکی پرسیدم و اینکه چه نکاتی مهم است و باید رعایت شود، اما ایشان کامل فراموش کرده بود و زمانی برای مرور نگذاشته بود. به نظرم وقتی قرار است مسئولیت یک بخش را بر عهده بگیریم، باید دستکم مبانی اصلی تجهیزات آن بخش را بشناسیم.
بنابراین، توصیه میکنم پیش از هر مصاحبه تخصصی، شرح وظایف موقعیت شغلی را بررسی کنید و مباحث مرتبط را مرور کنید. لازم نیست همه جزئیات را از حفظ باشیم، اما باید نشان بدهیم که برای آن موقعیت آماده شدهایم و دانش پایه لازم برای شروع کار را داریم.
۹. مدیریت دانش فردی و شناخت جزئیات کارخانه
تمام نکاتی که گفتم، بهویژه برای دانشجویان و مهندسان جوان، زمانی ارزشمندتر میشوند که بتوانیم آنها را به شکلی منظم ذخیره کنیم. اگر از تجهیزات عکس میگیریم، ایدهای به ذهنمان میرسد یا با یک خرابی روبهرو میشویم، بهتر است اطلاعات را ثبت و دستهبندی کنیم. داشتن صدها عکس و یادداشت، بدون نظم مشخص، ممکن است باعث شود در زمان نیاز نتوانیم اطلاعات موردنظرمان را پیدا کنیم.
من به دوستان توصیه میکنم کارخانه را بهدقت بررسی کنند؛ از تجهیزات و اجزای آنها گرفته تا سنسورها، اطلاعات ابزار دقیق و دادههای فرایندی. فقط به این اکتفا نکنید که بدانید یک مدار از چه تجهیزاتی تشکیل شده است؛ تلاش کنید عملکرد هر تجهیز، اطلاعاتی که از آن دریافت میشود و ارتباط آن با سایر بخشها را بشناسید. به تعبیر خودم، کارخانه را شخم بزنید و تا جای ممکن از جزئیات آن اطلاعات به دست بیاورید.
این شناخت و مستندسازی، بهمرور به یک پایگاه دانش شخصی تبدیل میشود و در پروژههای بعدی، هنگام عیبیابی یا پیشنهاد تغییرات فرایندی، به شما کمک میکند.
۱۰. یادگیری اصول فرآوری در صنایع مختلف
در بخش پرسشوپاسخ، از من پرسیده شد که اگر کسی تجربه اصلی خود را در کارخانه مس به دست آورده باشد، برای ادامه مسیر حرفهای چقدر لازم است با فرآوری آهن یا سایر مواد معدنی هم آشنا شود.
به نظر من، داشتن تخصص در یک حوزه بسیار مهم است، اما نباید خودمان را به همان حوزه محدود کنیم. فرصتهای شغلی فقط در کارخانههای بزرگ مس یا آهن نیستند. مجموعههای کوچکتری هم در حوزههای آهک، کرومیت، فلدسپات، منگنز و… فعالیت میکنند که میتوانند زمینه مناسبی برای رشد حرفهای باشند.
ما در دانشگاه با اصول فرآوری مواد معدنی مختلف، از جمله آهن، طلا، مس، سرب و روی و زغالسنگ آشنا شدهایم. ممکن است بخشی از مطالب را بهمرور فراموش کرده باشیم، اما با مرور دوباره دروس میتوانیم دانش پایه خود را بازیابی کنیم. مهندس ارغوانی همیشه میگفتند که دروس را سالی یکبار مرور میکنند. به نظرم این توصیه بسیار خوبی است؛ چون ممکن است وارد کارخانهای شویم که انتظارش را نداشتهایم و ناگهان به دانشی نیاز پیدا کنیم که قبلاً در دانشگاه یاد گرفتهایم.
من همکارانی را دیدهام که کار خود را در معدن مس آغاز کردهاند، بعد به یک معدن بزرگ آهن رفتهاند و در ادامه، به دلایل مختلف، در معدن سرب و روی مشغول به کار شدهاند. مسیر حرفهای همیشه قابل پیشبینی نیست؛ بنابراین، در کنار تقویت تخصص اصلی خود، بهتر است اصول فرآوری مواد معدنی مختلف را هم یاد بگیریم.
علاوه بر این، تنها شناخت یک فرایند کافی نیست. باید یاد بگیریم چطور یک پروژه را از ابتدا تا انتها پیش ببریم، تجهیزات را بشناسیم، با اصول تعمیرات و نگهداری آشنا باشیم و بتوانیم با بخشهای مختلف پروژه ارتباط برقرار کنیم. چنین تواناییهایی در کارخانههای کوچک و پروژههایی که نیروهای محدودی دارند، اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
در پاسخ به این پرسش که آیا رفتارم بعد از دانشجویی و با پذیرفتن مسئولیتهای بیشتر تغییر کرده است، باید بگویم فکر میکنم افرادی که از نزدیک با من کار کردهاند، تفاوت زیادی در رفتارم ندیدهاند. من سعی کردهام همان شیوهای را ادامه بدهم که در کاشیگر یاد گرفتم؛ یعنی ارتباط نزدیک با نیروها، حضور در محیط کار و توجه به جزئیات. البته این رویکرد در همه شرکتها یکسان پذیرفته نمیشود و ممکن است در بعضی مجموعهها انتظار داشته باشند مدیر کمتر وارد جزئیات شود، اما من همچنان به ارزش این شیوه اعتقاد دارم.
در مورد اینکه اگر به گذشته برمیگشتم چه کاری را متفاوت انجام میدادم، تأکید میکنم که زمان بیشتری را به یادگیری اختصاص میدادم. در دوران دانشجویی و ابتدای مسیر کاری، فرصتهایی داشتیم که شاید در آن زمان اهمیتشان را بهاندازه امروز درک نمیکردیم. توصیه من این است که از زمان آزاد برای مطالعه، مرور مبانی فنی و یادگیری مهارتهای تازه استفاده کنیم.
همچنین اگر تجربهای در کارخانه یا پروژهای به دست میآوریم، آن را ثبت کنیم و فقط به حافظه خودمان متکی نباشیم. از تجهیزات عکس بگیریم، اطلاعات را دستهبندی کنیم، از نیروهای باتجربه سؤال بپرسیم و هر فرصت را به تجربهای قابل استفاده برای آینده تبدیل کنیم.
سخن پایانی و قدردانی
در پایان، میخواهم از تمام دوستانی که طی سالهای حضورم در کاشیگر و پروژههای صنعتی، بهویژه در فاصله سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۹، در کنارشان بودم، تشکر کنم. از دکتر حسنخویی که مطالب زیادی از ایشان یاد گرفتم، دکتر مالکیمقدم، دکتر پارساپور، مهندس ارغوانی و همه همکارانی که در گلگهر و سایر پروژهها با آنها همکاری داشتم، قدردانی میکنم. همچنین از همسرم تشکر میکنم که در سالهایی که در کارخانهها و پروژههای مختلف مشغول بودم، همراه و پشتیبانم بودند.
اگر بخواهم حاصل این تجربهها را در چند نکته خلاصه کنم، به نظرم باید کنجکاو باشیم، زمانمان را از دست ندهیم، از کنار جزئیات ساده عبور نکنیم، از افراد مختلف یاد بگیریم و تجربههایمان را ثبت و دستهبندی کنیم. دانش تخصصی فرآوری اهمیت زیادی دارد، اما برای موفقیت در صنعت باید شناخت خود را از تجهیزات، تعمیرات، نیروی انسانی، اجرای پروژه و سایر حوزههای مرتبط نیز گسترش دهیم. مهمتر از همه اینکه نباید منتظر بمانیم تا فرصت یادگیری در اختیارمان قرار بگیرد؛ باید خودمان آن را در محیط کار ایجاد کنیم و از هر پروژه و هر مسئله، تجربهای برای آینده بسازیم.




