این جلسه در تاریخ ۴۰۵/۰۶/۲۶ با موضوع تجربه زیسته مهندس محمد جواد رجبی برگزار شد.
در این نشست، مهندس محمد جواد رجبی از مسیر ورود خود به مرکز تحقیقات کاشیگر و تجربههای چندینساله در صنعت فرآوری مواد معدنی سخن گفتند. ایشان با اشاره به تجربه حضور در سرچشمه و مسیر حرفهای خود، بر اهمیت استفاده حداکثری از فرصتهای یادگیری، شناخت تجهیزات و فرایندهای کارخانه و کسب تجربه فراتر از حوزه تخصصی تأکید کردند. همچنین درباره اهمیت گسترش دانش فرآوری، یادگیری نرمافزارهای کاربردی، تقویت مهارتهای ارتباطی و تبدیل مسائل و چالشهای کارخانه به فرصتهایی برای یادگیری و پیشرفت صحبت کردند. در پایان نیز با بیان تجربیاتی از مسیر کاری خود، بر نقش انگیزه، علاقه، نظم و استمرار در رشد حرفهای تأکید داشتند.
در ابتدا میخواهم از دکتر بنیسی تشکر و قدردانی کنم که فرصت حضور و قرارگیری ما در صنعت را فراهم کردند. به شخصه معتقدم فونداسیون بخش عمدهای از آنچه یاد گرفتم، در سرچشمه شکل گرفت؛ چه از طریق دوستانی که در گلگهر فعالیت میکنند و چه دوستانی که در سرچشمه حضور دارند.
فکر میکنم فضایی که در اختیار دوستان قرار گرفته، یک فرصت بسیار ارزشمند است و امیدوارم همه قدر این فرصت را بدانند و با تمام وجود از آن استفاده کنند.
یادم نمیرود روز اولی که وارد سرچشمه شدیم، با آقای دکتر پارساپور جلسه داشتیم. ایشان گفتند: شما دو سال در سرچشمه در کنار هم هستید. اگر در این دو سال پای کار باشید، انگیزه داشته باشید و فعال باشید، بعد از خروج از اینجا میتوانید معادل یک مهندس با ده سال سابقه کار صنعتی وارد بازار کار شوید.
از سرچشمه یک «پک کامل» با خودتان بیرون بیاورید
در مدتی که در سرچشمه بودم و روی راهاندازی سلول جیمسون فعالیت میکردم، همیشه به دوستان یادآوری میکردم که تا زمانی که در سرچشمه هستند، مشخصات تجهیزات را تا حد امکان جمعآوری و برای خودشان مستند کنند.
اگر کاتالوگ تجهیزات در دسترس است، آن را داشته باشند؛ توان الکتروموتورها، نحوه راهاندازی الکتروموتورها، اطلاعات مکانیکی تجهیزات و سایر مشخصات را ثبت کنند. از تجهیزات سنگشکنی گرفته تا آسیا، هیدروسیکلون، فلوتاسیون، تیکنر و فیلترها.
شما در سرچشمه یک مجموعه بسیار کامل از تجهیزات و تجربه در اختیار دارید. توصیه من این است که هر کس متناسب با علاقه و تخصصی که ممکن است در آینده دنبال کند، از این فرصت استفاده کند و اطلاعاتش را کامل کند.
در دورهای که خودمان در سرچشمه بودیم، آقای فرشاد قربانی در سنگشکن، آقای ارمش در آسیاکنی، من در فلوتاسیون، آقای حیدری در مولیبدن و آقای منتظری در تیکنر فعالیت میکردیم و پنج نفر با هم در خوابگاه بودیم. شبها جلسات و گفتوگوهایی داشتیم و درباره اتفاقاتی که در کارخانه برایمان افتاده بود با هم صحبت میکردیم.
یکی از چیزهایی که خیلی به من کمک کرد این بود که سعی میکردم فقط در محدوده کاری خودم نمانم. به سنگشکن میرفتم، آسیاکنی، مولیبدن و سایر بخشها را میدیدم و با دوستان درباره تجربیاتمان تبادل نظر میکردیم.
این موضوع باعث شد وقتی وارد بازار کار شدم، به عنوان یک مهندس فرآوری فقط در حوزه تخصصی خودم اطلاعات نداشته باشم. در کنار فلوتاسیون، درباره سنگشکنی، آسیاکنی، مولیبدن و تیکنر نیز اطلاعاتی داشتم و میتوانستم درباره آنها صحبت کنم.
یکی از نقاط ضعفی که بعدها احساس کردم، این بود که در زمان حضور من در سرچشمه، فیلترپرس هنوز راهاندازی نشده بود. بنابراین تجربه مستقیم کار با تجهیزات فیلترپرس و مشکلات عملیاتی آن را نداشتم. وقتی بعداً در محیط کاری با فیلترپرس مواجه شدم، متوجه شدم اگر آن زمان فرصت آشنایی با این بخش را داشتم، میتوانست برایم بسیار مفید باشد.
بنابراین اگر قرار است در آینده وارد بازار کار شوید، تلاش کنید با یک «پک کامل» از سرچشمه خارج شوید.
برای تجهیزات یک شناسنامه داشته باشید
توصیه دیگری که همیشه به دوستان میکردم این بود که برای تجهیزات کارخانه یک شناسنامه برای خودتان درست کنید.
مثلاً زمانی که از سرچشمه خارج شدم، در یک مصاحبه از من درباره مشخصات یک آسیای نیمه خودشکن سؤال شد. قطر آسیا را میدانستم، اما درباره نوع راهاندازی، توان الکتروموتور و بعضی مشخصات دیگر اطلاعات دقیقی نداشتم.
آن زمان با خودم فکر کردم ایکاش در مدتی که در سرچشمه بودم، این اطلاعات را نیز جمعآوری کرده بودم. ممکن است یک سؤال درباره یک تجهیز ساده به نظر برسد، اما پاسخ دقیق به همین جزئیات میتواند دیدگاه طرف مقابل نسبت به سطح تجربه و دانش شما را تغییر دهد.
بنابراین از سنگشکنها، نوارنقالهها، گیربکسها، الکتروموتورها، توان موتورها و نحوه راهاندازی تجهیزات اطلاعات داشته باشید. بدانید کدام تجهیزات اینورتر دارند، کدام با سافتاستارتر راهاندازی میشوند و کدام تجهیزات، مانند بعضی از آسیاها، سیستمهای راهاندازی و تجهیزات کمکی خاص خودشان را دارند.
اگر نقشههای تجهیزات، کاتالوگها و اطلاعات فنی در دسترس شماست، آنها را نیز جمعآوری کنید. بعد از خروج از سرچشمه ممکن است دیگر به این حجم از اطلاعات و تجهیزات دسترسی نداشته باشید.
فقط به تخصص خودتان محدود نشوید
یکی از تفاوتهای مهم بین افرادی که مستقیماً از دانشگاه وارد صنعت میشوند و کسانی که تجربهای مانند سرچشمه داشتهاند، همین تجربه عملی و مواجهه با تجهیزات است.
افراد زیادی را دیدهام که از دانشگاه وارد صنعت شدهاند و حتی درباره تجهیزات سادهای مانند هیدروسیکلون اطلاعات کافی نداشتهاند.
برای یک مهندس فرآوری، دانستن مشخصات و پارامترهای اصلی هیدروسیکلون اهمیت دارد؛ مثلاً قطر هیدروسیکلون، قطر ورتکس فایندر، ارتفاع، اندازه اپکس و فشار کاری.
اگر الان در سرچشمه به این تجهیزات دسترسی دارید، از این فرصت استفاده کنید و اطلاعات را به صورت جزئی و دقیق ثبت کنید.
این موضوع را برای تمام تجهیزات میتوان انجام داد. اگر نقشه و مشخصات فنی تجهیزات را هم داشته باشید، در آینده بسیار به شما کمک خواهد کرد.
تفاوت کارخانههای بزرگ و کوچک را بشناسید
نکته دیگری که باید در ذهن داشته باشید، تفاوت بین کارخانههای بزرگ و کارخانههای کوچکمقیاس است.
من در سرچشمه با تجهیزات و سیستمهایی کار کرده بودم که در کارخانههای کوچکتر به همان شکل وجود نداشتند. وقتی وارد محیطهای کوچکتر میشوید، ممکن است تجهیزات، ظرفیتها و حتی روشهای کنترلی کاملاً متفاوت باشند.
مثلاً در سرچشمه ممکن است سلولهای فلوتاسیون با حجم بسیار بالا ببینید، اما در یک کارخانه کوچکتر با سلولهایی در حد چند صد لیتر یا چند مترمکعب کار کنید. همین موضوع درباره تیکنر، آسیا، سیستمهای اندازهگیری و تجهیزات ابزار دقیق نیز وجود دارد.
در کارخانههای بزرگ ممکن است سیستمهای کنترل و تجهیزات اندازهگیری متعددی وجود داشته باشد، اما در یک کارخانه کوچکتر ممکن است بسیاری از این امکانات وجود نداشته باشد یا حتی استفاده از بعضی تجهیزات ابزار دقیق به دلیل هزینه، شرایط نگهداری یا دشواری کالیبراسیون توجیه اقتصادی نداشته باشد.
بنابراین اگر از سرچشمه وارد یک کارخانه کوچکتر شدید، انتظار نداشته باشید همه چیز دقیقاً مطابق استانداردها و امکانات سرچشمه باشد. باید بتوانید خودتان را با مقیاس و شرایط جدید تطبیق دهید.
تجربهای که در سرچشمه به دست میآورید، زمانی ارزشمندتر میشود که بتوانید آن را با توجه به شرایط واقعی هر کارخانه به کار بگیرید.
در کنار فرآوری، مکانیک و برق را هم یاد بگیرید
یکی دیگر از نقاط ضعفی که در میان بعضی از مهندسان فرآوری میبینم، این است که در کنار دانش فرآوری، دانش مکانیک و برق خود را به اندازه کافی توسعه نمیدهند.
من خودم زمانی فکر میکردم اگر قرار است یک مهندس فرآوری خوب باشم، کافی است در حوزه فلوتاسیون مس تخصص پیدا کنم. اما به مرور متوجه شدم این دیدگاه محدود است.
در محیط صنعت ممکن است مسئلهای پیش بیاید که مستقیماً در حوزه تخصص اصلی شما نباشد. اگر دانش و دید کافی در حوزههای دیگر داشته باشید، بهتر میتوانید مسئله را تحلیل کنید و با تیمهای مکانیک، برق و سایر بخشها ارتباط برقرار کنید.
دایره دانش فرآوری خودتان را گسترده کنید
در یکی از پروژههایی که در کارخانه داشتیم، موضوع بازیابی یک ماده ارزشمند از باطله مطرح شد. در جریان بررسیها مشخص شد که مقدار قابل توجهی آهن اکسیدی در باطله وجود دارد.
ما روی این موضوع کار کردیم و در مقیاس پایلوت، با استفاده از دستگاه اسلون، توانستیم از خوراکی با عیار حدود ۷ تا ۸ درصد آهن، کنسانترهای با عیار حدود ۵۹ تا ۶۰ درصد آهن تولید کنیم.
این تجربه برای من بسیار مهم بود، چون متوجه شدم نباید خودم را فقط به فلوتاسیون مس محدود کنم. بعد از آن سعی کردم درباره فرآوری آهن اکسیدی، جدایش با اسلون، مس اکسیدی، لیچینگ، هیپلیچینگ و سایر روشهای فرآوری نیز اطلاعات کسب کنم.
حتی در حوزه شن و ماسه نیز وارد شدم و دیدم که آنجا هم تجهیزات و روشهای جدید و جذابی وجود دارد.
توصیه من این است که در کنار عمق تخصصی که در سرچشمه به دست میآورید، دایره دانش خود را نیز گسترش دهید. فرآوری کلاسیک، هیدرومتالورژی و فرآوری کانیها و عناصر مختلف را بشناسید. این موضوع در آینده به شما کمک میکند که در صنایع و پروژههای متنوعتری فعالیت کنید.
مشکلات کارخانه را به چشم فرصت ببینید
یادم میآید یک روز در یکی از کلاسها آقای دکتر بنیسی گفتند اگر وارد کارخانهای شدید و دیدید کف کارخانه پر از سرریز و ریزش کنسانتره است، پمپها سرریز میکنند و شیلنگهای فشارقوی از جهات مختلف در حال شستوشوی کف کارخانه هستند، احتمالاً آن کارخانه جای کار زیادی دارد و میتوانید ایدهها و تجربیات خودتان را آنجا عملی کنید.
اما اگر وارد کارخانهای شدید که کف آن تمیز است، سرریزی مشاهده نمیشود و همهچیز به ظاهر خوب کار میکند، احتمالاً فضای مانور کمتری برای شما وجود دارد.
من حدود هفت سال پیش که وارد مجموعه فعلی شدم، بسیاری از همین مشکلات را دیدم. ابتدا به عنوان مسئول شیفت وارد شدم، بعد به عنوان کارشناس و مسئول کارخانه فعالیت کردم، سپس سرپرست تولید شدم و در حال حاضر نیز حدود دو سال است که به عنوان مدیر تولید کارخانه فعالیت میکنم.
تجربهای که در سرچشمه به دست آورده بودم، در تمام این مسیر به من کمک کرد.
وقتی وارد کارخانه شدم، مواردی مثل فشار هیدروسیکلون، تزریق و اندازهگیری مواد شیمیایی، دانسیته، عملکرد جدایش سیکلون و میزان ریجکت به شکل استاندارد کنترل نمیشد. بسیاری از تنظیمات نیز به صورت تجربی انجام میشد.
ما به تدریج اندازهگیری دانسیته و مواد شیمیایی را وارد برنامه کردیم و سعی کردیم مرحلهبهمرحله استانداردسازی را پیش ببریم؛ همان چیزی که در سرچشمه یاد گرفته بودم.
بخش زیادی از این تجربه را مدیون دکتر بنیسی و فضایی هستم که برای یادگیری ما فراهم کردند.
انگیزه و اشتیاق، در کنار فرصت
البته دو عامل مهم وجود دارد: فرصت و انگیزه
فضا ممکن است کاملاً فراهم باشد، اما اگر علاقه و اشتیاقی برای یادگیری وجود نداشته باشد، این فرصت چندان کارآمد نخواهد بود.
ما در دوران حضورمان در سرچشمه سعی میکردیم به یکدیگر کمک کنیم و تجربیاتمان را منتقل کنیم. گاهی نیم ساعت قبل یا بعد از شام با دوستان مینشستیم و درباره اتفاقاتی که در کارخانه افتاده بود صحبت میکردیم؛ اینکه در سنگشکن چه اتفاقی افتاده، در آسیا چه مسئلهای پیش آمده یا در فلوتاسیون چه چیزی تغییر کرده است.
این گفتوگوها بعدها متوجه شدم چقدر برایمان ارزشمند بوده است. شاید اگر آن زمان تجربیاتمان را یادداشت میکردیم، امروز مجموعه بسیار خوبی از آنها داشتیم.
نرمافزارهای کاربردی را جدی بگیرید
معمولاً یکی از نقاط ضعف مهندسان فرآوری، مهارت نرمافزاری است. گاهی افراد به دنبال یادگیری نرمافزارهای بسیار تخصصی و پیچیده میروند، در حالی که نرمافزارهای کاربردی و روزمره را به اندازه کافی بلد نیستند.
در حوزه فرآوری، نرمافزارهایی مانند «موازن» که توسط مجموعه کاشیگر توسعه داده شده و برای موازنه جرم کارخانه کاربرد دارد، بسیار ارزشمند هستند.
اما به نظر من مهارت در اکسل، ورد و پاورپوینت نیز بسیار مهم است. شاید ساده به نظر برسند، اما بخش قابل توجهی از کار مهندس در صنعت با همین ابزارها انجام میشود.
در کنار این موارد، اگر فرصت دارید، یادگیری اتوکد و سالیدورکس را نیز به مجموعه مهارتهایتان اضافه کنید.
من خودم اتوکد را در دوران خدمت و در یک دوره آموزشی یاد گرفتم. چند سال است که به یادگیری سالیدورکس نیز فکر میکنم و هنوز فرصت مناسبی برای آن پیدا نکردهام. اگر شما زمان و فرصت دارید، یادگیری آن میتواند مهارت مفیدی برایتان باشد.
ارتباطات، به اندازه تخصص اهمیت دارد
موضوع دیگری که به نظرم بسیار مهم است، مهارت ارتباطی است.
ممکن است یک مهندس فرآوری از نظر علمی قوی باشد، فرآوری کلاسیک و هیدرومتالورژی را بشناسد و نرمافزارهای مختلفی هم بلد باشد، اما اگر نتواند درست ارتباط برقرار کند و نداند در محیط کار چگونه و با چه ادبیاتی صحبت کند، بخشی از تواناییهایش عملاً دیده نخواهد شد.
در دوران حضور در کاشیگر فرصتی داشتیم که در جلسات مختلف ارائه داشته باشیم و صحبت کردن در جمع را تمرین کنیم. این موضوع به مرور باعث شد ترس از صحبت کردن کمتر شود.
نحوه ارتباط با افراد زیرمجموعه، سرپرست، مسئول شیفت و مدیران بالادست، همگی مهارتهایی هستند که به اندازه دانش تخصصی و نرمافزار نیاز به یادگیری دارند.
گاهی لازم است صحبت کنید و گاهی لازم است گوش دهید و یاد بگیرید. پیشنهاد میکنم در کنار آموزشهای تخصصی، درباره مهارتهای ارتباطی نیز مطالعه کنید و ویدئوهای آموزشی مرتبط ببینید.
سالها برای رسیدن به جایگاه علمی و تخصصی خودتان زحمت کشیدهاید؛ اگر مهارت ارتباطی را نیز در کنار آن توسعه دهید، میتوانید از تواناییهای تخصصی خود بهتر استفاده کنید.
—
+ یک خاطره بامزه از دورانی که در مرکز بودهاید تعریف کنید.
یکی از خاطراتی که از آن دوران دارم مربوط به فرشاد قربانی است.
یک روز در خوابگاه بودیم. فرشاد گفت: «جواد، پاشو بریم شهرک؛ هم خرید کنیم و هم من میخوام برم آرایشگاه.» من گفتم حال ندارم بیام. گفت: تو که بلدی مو اصلاح کنی، بیا خودت موهای من رو اصلاح کن.
من هم گفتم باشه، بلدم!
ماشین اصلاح را برداشتیم و شروع کردم به اصلاح موهایش. مرحله اول را با شانه انجام دادم و بعد خواستم خط ریش و قسمتهای دیگر را مرتب کنم.
نکته جالب این بود که آن روز تقریباً اولین بار بود که ماشین اصلاح دستم گرفته بودم! در قسمتی از سرش هم حواسم نبود که شانه روی ماشین نیست و حدود ده سانتیمتر از موهایش را با نمره صفر زدم!
یکدفعه دیدیم مقدار زیادی مو روی زمین ریخته و دیگر کاری نمیشود کرد. در نهایت مجبور شدیم کل سرش را کوتاه کنیم!
+ چه چیزی باعث ایجاد انگیزه و اشتیاق میشود؟
واقعیت این است که شرایط اقتصادی روی روحیه جوانان امروز تأثیر زیادی دارد و شاید صحبت کردن از خوشحالی و امید در چنین شرایطی گاهی شبیه شعار به نظر برسد.
اما در کنار تمام این مسائل، به نظرم یک اراده و قدرت تصمیمگیری شخصی لازم است که آدم بتواند مسیر سالم و درست خودش را پیدا کند.
شما اعضای کاشیگر هستید و نماینده یک مجموعه و یک سابقه ارزشمند هستید. همانطور که برای یادگیری ورد، اکسل و سالیدورکس و مهارتهای تخصصی برای شما وقت میگذارند و برای شما ارزش قائل میشوند، سعی کنید به سلامت اخلاقی، مالی و حرفهای آینده خودتان نیز توجه کنید.
مهارتهای اجتماعی، دانش علمی و تواناییهای نرمافزاری، همگی روی مسیر حرفهای شما تأثیر میگذارند. یکی از مهمترین انگیزهها باید این باشد که برای آینده خودتان توانایی و ارزش ایجاد کنید.
من فکر میکنم نیاز کشور به مهندسان فرآوری که قدرت تحلیل، خلاقیت و توانایی استفاده از ابزارهای جدید، از جمله هوش مصنوعی، داشته باشند، افزایش پیدا خواهد کرد.
البته یک نکته مهم دیگر هم وجود دارد: اگر کسی واقعاً به فرآوری یا معدن علاقه ندارد، باید این موضوع را جدی بگیرد.
مثلاً فرشاد قربانی که از دوستان ما بود، مدتی در مجموعه بود و پس از فارغ التحصیلی متوجه شد علاقهای به ادامه مسیر معدن ندارد. تصمیم گرفت مسیر دیگری را انتخاب کند، از صفر نجاری را یاد گرفت و امروز کارگاه خودش را دارد.
بنابراین اگر کسی واقعاً به این حوزه علاقه ندارد، بهتر است زودتر مسیر مورد علاقه خودش را پیدا کند و برای آیندهای که میخواهد، تلاش کند.
+ اگر بخواهید در یک جمله توصیهای برای شروع مسیر بدهید
یک مطالعه روی گروههای مختلفی از افراد انجام شده بود که در آن از افراد درباره عوامل مؤثر بر رضایت و احساس خوب در زندگی سؤال شده بود. یکی از نکات جالب این بود که داشتن یک روتین و نظم مشخص در زندگی روزمره میتواند نقش مهمی داشته باشد.
وقتی انسان برای زندگی روزمره خود یک نظم و برنامه مشخص دارد، ذهن نیز آرامش و ثبات بیشتری پیدا میکند. البته وقتی چالشی پیش میآید و فرد از این روتین خارج میشود، ممکن است ذهن دچار آشفتگی شود.
بنابراین اگر بخواهم یک توصیه کوتاه به دوستانی که در ماههای ابتدایی حضورشان در مرکز هستند داشته باشم، این است:
برای زندگی و یادگیری خودتان یک روتین مشخص ایجاد کنید؛ هر روز قدم کوچکی بردارید، اما آن را ادامه دهید.




