این جلسه مورخ ۳۱/۰۳/۱۴۰۵ با موضوع استانداردسازی راهبری مدار کارخانه مولیبدن برگزار گردید. موضوعات بررسی شده در این جلسه شامل بررسی وضعیت اندازهگیری پتانسیل پالپ (Eh) در کارخانه مولیبدن و ساخت جعبه اندازهگیری Eh متر و همچنین اصلاح تانک حالت دهنده جهت عملکرد صحیح این تجهیز برگزار گردید.
مدار کارخانه مولیبدن به این صورت است که خوراک از تهریز تیکنرهای مس-مولیبدن شمال و جنوب و همچنین فاز ۱ و ۲ تامین و از آنجا به مقسمی هدایت میشود که این مقسم وظیفه باردهی به ۲ مقسم گردان را به عهده دارد. پس از آن هر مقسم گردان وظیفه خوراکدهی به ۴ تانک حالت دهنده را بر عهده دارد. در تانکهای حالت دهنده، مواد شیمیایی همچون سولفید سدیم، گازوئیل و آب اضافه میگردد. سپس، با درصد جامد ۲۹ وارد سلول های پرعیارکنی اولیه میشود. در کارخانه مولیبدن کنسانتره هر مرحله به مرحله بعد و باطله هر مرحله نیز به مرحله قبل خود ارسال میگردد. باطله مرحله پرعیارکنی اولیه به عنوان باطله نهایی کارخانه مولیبدن به سمت تیکنر های مس ارسال و کنسانتره مرحله پرعیارکنی اولیه وارد مرحله شستشو شده که شامل ۷ مرحله شستشو بوده و پس از طی این ۷ مرحله شستشو کنسانتره مرحله شستشو ۷ به عنوان کنسانتره نهایی وارد تیکنر های نهایی شده و ته ریز این تیکنر ها وارد ساختمان فیلترپرس و خشک کنی و در نهایت بشکه پرکنی میگردد (شکل ۱).

شکل ۱: مدار کارخانه مولیبدن طبق طراحی
در این جلسه در مورد موادشیمیایی مورد استفاده در کارخانه مولیبدن و همچنین تاثیر اضافه کردن سولفیدسدیم بر روی پتانسیل پالپ توضیحاتی ارائه گردید. جهت بازداشت کانیهای مس در فلوتاسیون مولیبدن نیاز است تا اکسیژن موجود در پالپ حذف گردد که یک راهکار استفاده از گاز نیتروژن جهت هوادهی به سلول های فلوتاسیون و یک راهکار نیز استفاده از سولفیدسدیم جهت بازداشت و عدم فعالیت اکسیژن در پالپ است. با اضافه شدن سولفیدسدیم در پالپ این ماده به یون های Na و S یونیزه گردیده و همچنین با واکنش دادن سولفید با اکسیژن و اکسید شدن آن باعث اضافه نمودن الکترون به محیط میگردد که این اضافه شدن الکترون باعث کاهش پتانسیل پالپ میگردد (شکل۲).

شکل۲: واکنش یونیزه شدن سولفیدسدیم در پالپ
با توجه به اهمیت دانستن مقدار پتانسیل پالپ و رابطه مهم آن با مصرف سولفیدسدیم جهت کنترل مصرف سولفیدسدیم نیاز بود تا بتوان از وضعیت مقدار پتانسیل پالپ (Eh) سلول های کارخانه مولیبدن اطلاعاتی داشت. در این راستا، تحقیقات آقای نوری در سال ۱۳۸۳ نشان داد که بیشینهبازیابی مولیبدن در پتانسیل منفی۵۵۰ میلیولت حاصل میشود؛ مقداری که بهعنوان آستانهبهینه برای بازداشت مس و آهن نیز عمل میکند. عبور از این حد آستانه (منفیتر شدن پتانسیل)، ضمن خنثیسازی فرآیند بازداشت ناخالصیها، اثرات سوء بر شناوری و بازیابی مولیبدن خواهد داشت.

شکل ۳: تاثیر پتانسیل اکسیداسیون – احیا بر بازیابی مولیبدن، آهن و مس با سولفیدسدیم
در سال ۱۳۹۹ نیز آقای علیجانی اقدام به نصب تجهیزات اندازهگیری پتانسیل اکسیداسیون – احیا (Eh) پرداخت. الکترود مورد استفاده آن از نوع نقره/ نقره کلرید بود و در جداکننده اول سلول های پرعیارکنی اولیه این تجهیزات اندازهگیری نصب گردید تا اندازهگیری پیوسته و بر خط مقدار Eh صورت گیرد (شکل۴).

شکل۴: نصب تجهیزات اندازهگیری Eh در سلول پرعیارکنی اولیه
در مدار ۲۴ ساعته کارخانه مولیبدن نقاط تزریق سولفیدسدیم در تانک های حالت دهنده و ابتدای سلول پرعیارکنی اولیه و ابتدای سلول شستشو ۲ (کلینر۲) است. اندازهگیری پتانسیل اکسیداسیون – احیا (Eh) با استفاده از Eh متر دستی در مخزن اول (محل تزریق سولفید سدیم) ردیف سلولهای پرعیارکنی، مقدار ۶۱۰- میلیولت و در سلول آخر همان ردیف، ۵۳۰- میلیولت را نشان داد. این کاهش قابلتوجه Eh در انتهای ردیف سلولها بیانگر کاهش اثر بازدارندگی سولفید سدیم در سلولهای پایانی ردیف سلولهای پرعیارکنی است که به افت بازیابی مولیبدن منجر شده است(شکل۵).

شکل۵: محلهای اضافهشدن مواد شیمیایی در مدار ۲۴ ساعته قبل از تغییرات
در سال ۱۴۰۳ توسط آقای طاهری با افزایش تعداد نقاط تزریق، اندازهگیری پتانسیل اکسیداسیون – احیا (Eh) توسط Eh متر دستی در مخزن اول (محل تزریق) ردیف سلولهای پرعیارکنی ۵۹۰- میلیولت و در سلول آخر همان ردیف ۵۶۵- میلیولت را نشان داد. این نتایج حاکی از آن است که بهینهسازی و کاهش مصرف سولفید سدیم و افزایش نقاط تزریق منجر به افزایش بازدارندگی سولفید سدیم در نتیجه ارتقا بازیابی مولیبدن کارخانه می شود (شکل۶). با اضافه شدن نقاط تزریق و اندازهگیری مقدار پتانسیل تنها در ردیف ۲ جداکننده سلول پرعیارکنی اولیه نیاز به نصب تجهیزات اندازهگیری پتانسیل در سایر قسمت های کارخانه و ۳ ردیف دیگر پرعیارکنی اولیه جهت تنظیم و کنترل مصرف سولفیدسدیم بود (شکل۶)

شکل۶: افزایش نقاط تزریق سولفید سدیم
جهت کاهش مشکلات ابزار دقیقی (عدم حضور همیشگی حسگر داخل پالپ)، کاهش استفاده از حسگر (وجود تنها یک عدد حسگر صنعتی در کارخانه) و امکان اندازهگیری مقدار Eh از تمام نقاط مدار، پیشنهاد ساخت جعبه Eh داده شد. طراحی این جعبه در محیط نرم افزار سالیدورکس انجام و برای ساخت به کارگاه ۷۳ ارسال گردید (شکل ۷).

شکل۷: رسم جعبه اندازهگیری Eh در محیط سالیدورکس
جعبه در کنار محل اندازهگیری قبل نصب و حسگر به داخل آن انتقال داده شد (شکل ۸). از مزایای استفاده از جعبه Eh میتوان به موارد زیر اشاره کرد.
- امکان اندازهگیری Eh از تمام نقاط کارخانه مولیبدن
- تنظیم مصرف سولفید سدیم جهت رسیدن به مقدار مطلوب Eh
- جلوگیری از آسیب به حسگر در برابر تلاطم جریان و رسوب
- افزایش بازه زمانی کالیبراسیون حسگر (۳ روز به ۹۰ روز)
- استفاده از حسگرهای دیگر به عنوان آمادهبهکار

شکل۸: جعبه اندازهگیری Eh
در بخش دوم این ارائه به توضیح نحوه حرکت بار درون تانک حالت دهنده و اصلاح تانک حالت دهنده پرداخته شد.
وظیفه تانک های حالت دهنده اختلاط پالپ با موادشیمیایی و ایجاد زمان ماند کافی جهت ورود به سلول پرعیارکنی اولیه است. در قسمت داخلی تانک حالتدهنده یک صفحه جداکننده ای وجود دارد که از قسمت پایین آن دارای ارتفاع ۲۰ سانتیمتری ازکف تانک است. طبق طراحی، بار پس از همزنی و گذشت زمان ماند کافی، از فضای ۲۰ سانتیمتری پایین صفحه عبور کرده و به صورت سرریز شونده به سمت سلول های پرعیارکنی اولیه هدایت میشود. پس از گذشت زمان و با نشست مواد در قسمت پایین صفحه جداکننده، مسیر بسته شد. در اقدام اولیه برای جلوگیری از سرریز پالپ از تانک حالت دهنده قسمت بالایی صفحه جدا کننده برش داده شد تا بار با حرکت افقی به سمت سلول های پرعیارکنی اولیه هدایت شود (شکل۹).

شکل۹: نحوه حرکت بار داخل تانک حالت دهنده
به منظور برطرفسازی مشکلات ناشی از زمان ماند ناکافی و پدیدهی میانبر زدن جریان پالپ در تانک حالتدهنده، اصلاحاتی بر روی صفحهی جداکننده اعمال گردید که شامل افزایش ارتفاع قسمت پایینی این صفحه از ۲۰ به ۵۰ سانتیمتر و همچنین جوشکاری و مسدودسازی کامل بخش بالاییِ برشخوردهی آن بود (شکل ۱۰). اجرای این تمهیدات، ضمن جلوگیری از میانبر زدن مواد، به افزایش زمان ماند و در نتیجه، بهبود اختلاط مواد شیمیایی با پالپ منجر گردید.

شکل۱۰: اقدامات انجام شده جهت اصلاح تانک حالت دهنده
این جلسه مورخ ۰۶/۰۲/۱۴۰۵ با موضوع استانداردسازی راهبری مدار کارخانه مولیبدن برگزار گردید. موضوعات بررسی شده در این جلسه شامل بررسی ساخت امولسیون گازوئیل و آب با روش فشار بالا و تاثیر آن بر شناورسازی مولیبدن بود.
مدار کارخانه مولیبدن به این صورت است که خوراک از تهریز تیکنرهای مس-مولیبدن شمال و جنوب و همچنین فاز ۱ و ۲ تامین و از آنجا به مقسمی هدایت میشود که این مقسم وظیفه باردهی به ۲ مقسم گردان را به عهده دارد. پس از آن هر مقسم گردان وظیفه خوراکدهی به ۴ تانک حالت دهنده را بر عهده دارد. در تانکهای حالت دهنده، مواد شیمیایی همچون سولفید سدیم، گازوئیل و آب اضافه میگردد. سپس، با درصد جامد ۲۹ وارد سلول های پرعیارکنی اولیه میشود. در کارخانه مولیبدن کنسانتره هر مرحله به مرحله بعد و باطله هر مرحله نیز به مرحله قبل خود ارسال میگردد. باطله مرحله پرعیارکنی اولیه به عنوان باطله نهایی کارخانه مولیبدن به سمت تیکنر های مس ارسال و کنسانتره مرحله پرعیارکنی اولیه وارد مرحله شستشو شده که شامل ۷ مرحله شستشو بوده و پس از طی این ۷ مرحله شستشو کنسانتره مرحله شستشو ۷ به عنوان کنسانتره نهایی وارد تیکنر های نهایی شده و ته ریز این تیکنر ها وارد ساختمان فیلترپرس و خشک کنی و در نهایت بشکه پرکنی میگردد (شکل ۱).

شکل ۱: مدار کارخانه مولیبدن طبق طراحی
در ابتدا در مورد تاثیر اندازه ذرات بر بازیابی مولیبدن صحبت گردید. که طی بررسی های اولیه در سال ۱۹۹۴ که توسط کاسترا و مایتا صورت گرفت، به این نتیجه رسیدند که با کاهش ابعاد تا ذرات کمتر از ۲۰ میکرون شناوری ذرات مولیبدن دچار افت شده و بازیابی مولیبدن کاهش میابد. همچنین مهندس حبیبی در سال ۱۴۰۰ بر روی باطله مولیبدن کار کردند که دریافتند سهم هدرروی ذرات مولیبدن در باطله کارخانه مولیبدن در ابعاد کمتر از ۱۰ میکرون حدود ۴۰ درصد میباشد (شکل ۲).

شکل ۲: بررسی تاثیر اندازه ذرات بر شناورسازی مولیبدن
مولیبدنیت از دیدگاه ترشوندگی ماهیتی دوگانه دارد: صفحات لایهای (Basal planes) عموماً آبران و لبهها (Edge sites) تمایل بیشتری به آبدوستی نشان میدهند؛ ازاینرو اصلاح سطحی برای تقویت آبگریزی مؤثرِ ذرات، بهویژه در ابعاد ریز، اهمیت پیدا میکند. در عمل، گازوئیل بهعنوان یک کمککلکتور هیدروکربنی ساده و در دسترس، سالها در مدارهای مولیبدن بهکار رفته است تا با ایجاد فیلم نازک روغنی روی ذرات، احتمال برخورد مؤثر به حباب افزایش یابد. با این حال، نامحلولبودن گازوئیل در آب و گرایش آن به تشکیل فاز جداگانه، میتواند انتقال جرم و یکنواختی توزیع آن در محیط پالپی را محدود کند و در نتیجه بازده استفاده از آن کاهش یابد.در پاسخ به این چالش، امولسیونسازی گازوئیل روشی مؤثر برای افزایش سطح تماس مؤثر با ذرات و توزیع یکنواختتر فاز آلی در محیط پالپی معرفی شده است (شکل ۳).

شکل ۳: اثر گازوئیل بر روی شناوری مولیبدن
در فرآوری مواد معدنی، دستیابی به بازیابی مطلوب فلزات ارزشمندی مانند مولیبدن و مس اهمیت زیادی دارد. یکی از رویکردهای نوین در این زمینه، استفاده از گازوئیل امولسیون شده است که به دلیل ویژگیهای فیزیکی خاص خود میتواند بر رفتار کانیها در فرآیند فلوتاسیون اثر بگذارد. گازوئیل بهعنوان یک ترکیب هیدروکربنی غیرقطبی در آب نامحلول بوده و به دلیل چگالی کمتر، بر سطح آن شناور میشود و یک سیستم دوفازی ایجاد میکند. این پدیده اگرچه ممکن است با تشکیل لایهای روی ذرات معدنی، مانع تماس کامل آنها با کلکتورها و در نتیجه کاهش بازیابی شود، اما امولسیونسازی گازوئیل راهکاری مؤثر برای رفع این محدودیت به شمار میرود. در این روش، قطرات ریز گازوئیل به کمک همزدن مکانیکی یا افزودن سورفکتانتها در محیط آبی پراکنده میشوند که این امر سبب افزایش سطح تماس، بهبود برهمکنش با کانیها و ارتقای کارایی فرآیند میگردد. بدین ترتیب، استفاده از گازوئیل امولسیون شده میتواند نقش مهمی در بهبود بازیابی مولیبدن و مس ایفا کند، بهویژه در شرایطی که ویژگیهای سطحی کانیها پایداری امولسیون را تسهیل مینماید. روشهای ساخت امولسیون را میتوان به چهار دسته تقسیم کرد:
۱.روش شیمیایی با امولسیفایر: استفاده از سورفکتانتهای غیریونی مانند Tween20 باعث کاهش کشش سطحی و تشکیل قطرات ریز و پایدار گازوئیل میشود اما هزینه بالا، چالشهای زیستمحیطی و پیادهسازی صنعتی پیچیده از محدودیتهای آن است (شکل ۴).

شکل ۴: استفاده از مواد شیمیایی جهت ساخت امولسیون
۲.روش مکانیکی: شامل همزدن با دور بالا برای ایجاد پراکندگی گازوئیل در آب است؛ روشی ساده اما با پایداری محدود و توزیع غیریکنواخت قطرات.
۳.روشهای پرفشار مانند پمپ ورتکس و اسپری دیزل: در این روشها با اعمال فشار بالا، قطرات به اندازههای کوچکتر شکسته میشوند؛ اما در مقیاس صنعتی، این سیستمها با مشکلاتی همچون عدم پایداری، نوسانات فشار و ناایمنی مواجهاند (شکل ۵).

شکل ۵: استفاده از روش پمپ ورتکس و اسپری دیزل جهت ساخت امولسیون گازوئیل و آب
روش چهارم نیز استفاده از پمپ فشار بالا جهت ساخت امولسیون بود که در جلسه به آن پرداخته شد:
- ساخت امولسیون گازوئیل – آب به روش فشار بالا
در این تحقیق، از یک سامانه ساده جهت تولید امولسیون گازوئیل بدون استفاده از امولسیفایر استفاده شد. این سامانه شامل یک تانک آمادهسازی، پمپ فشار بالا، لوله برگشتی همراه با نازل و مسیر تزریق امولسیون به مدار بود. در این فرآیند، آب و گازوئیل ابتدا به نسبت مشخص در تانک ترکیب شده و سپس به کمک پمپ به نازل هدایت میشوند. در مسیر برگشت، با عبور از نازل، تلاطم و برش شدید ایجاد شده و ذرات گازوئیل به قطرات ریز تبدیل میشوند (شکل ۶ و ۷).

شکل ۶: شماتیک امولسیونسازی با فشار بالا

شکل ۷ : امولسیونسازی با پمپ فشار بالا در واقعیت
همچنین جهت بررسی امکانسنجی و پایداری امولسیون ساخته شده از آن نمونهبرداری صورت گرفت که برای مدت حداقل ۲ ساعت از پایداری مناسبی برخوردار بود (شکل۸).

شکل ۸: بررسی پایداری امولسیون ساخته شده بعد از ۲ و ۴۸ ساعت
برای ارزیابی تأثیر گازوئیل امولسیونشده بر عملکرد مدار، دو حالت عملیاتی مورد مقایسه قرار گرفت:
حالت نخست: عملکرد عادی مدار با تزریق مستقیم گازوئیل بهصورت معمولی
حالت دوم: عملکرد مدار در شرایط مشابه با تزریق گازوئیل امولسیونشده
در هر دو حالت، سایر متغیرهای عملیاتی از جمله دبی جریان، ترکیب شیمیایی و دوز مواد ثابت نگه داشته شد. بهمنظور مقایسه میدانی، نمونههایی از خوراک، کنسانتره و باطله در دو وضعیت برداشت شده است.
نمونهبرداری از جریانهای کلیدی شامل خوراک، کنسانتره نهایی و باطله نهایی انجام شد. در هر وضعیت عملیاتی، پنج نمونه در بازههای یکساعته برداشت شده و بهمنظور تحلیل آماری دقیقتر، میانگینگیری روی نتایج انجام شد. اندازهگیری دانهبندی ذرات با استفاده از سیکلوسایزر و تعیین عیار مولیبدن به روش XRF انجام گرفت (شکل ۹).

شکل ۹: نقاط نمونهگیری جهت بررسی اثر تزریق امولسیون گازوئیل
جهت ارزیابی اثر امولسیونسازی، شاخصهای زیر بهعنوان ملاکهای عملکرد مدار در نظر گرفته شد:
عیار مولیبدن در خوراک، کنسانتره نهایی و باطله نهایی
بازیابی کلی مولیبدن بر اساس موازنه جرمی
اندازهی ۷۰ درصد عبوری (P₇₀) در کنسانتره و باطله
نتایج نمونهبرداری از خوراک، کنسانتره نهایی و باطله نهایی مدار فلوتاسیون کارخانه مولیبدن طی بازه زمانی دو ساعته،. مقایسه پارامترهای عملکردی در دو وضعیت فلوتاسیون استاندارد و فلوتاسیون با گازوئیل امولسیونشده بهشرح زیر است:
- عیار مولیبدن در خوراک از ۰/۶ % در حالت استاندارد به ۰/۵۶ % در زمان نمونه برداری در حالت امولسیونشده کاهش یافته است.
- با این حال، عیار کنسانتره نهایی از ۵۱/۱۸ به ۵۱/۸۷ % افزایش یافته است.
- عیار مولیبدن در باطله نهایی نیز از ۰/۱۳۹ به ۰/۱۲۵ % کاهش یافته است.
- در نهایت، بازیابی مولیبدن از ۷۷/۲ به ۷۸/۱ % افزایش داشته است.
این نتایج بیانگر آن است که علیرغم کاهش کیفیت اولیه خوراک، عملکرد فرآیند جدایش ثابت بوده و حتی مقداری بهبود یافته است. این امر نشان میدهد که استفاده از گازوئیل امولسیونشده، علاوه بر کاهش مصرف و هزینههای جاری تولید، موجب افزایش کارایی سینتیکی جذب مولیبدنیت بر روی حبابها و افزایش پایداری فرآیند شناورسازی شده است.
بر اساس نتایج حاصل از آنالیز دانهبندی ذرات، اندازه ذرات ۷۰ درصد عبوری (P70) در کنسانتره رافر از ۲۷/۵ میکرون در حالت استاندارد به ۱۵/۹ میکرون در حالت امولسیونشده کاهش یافته است. کاهش قابلتوجه P70 در کنسانتره نشاندهنده بهبود جدایش ذرات ریز است که در حالت معمول، احتمال بازیابی پایینتری دارند (شکل۱۰).

شکل۱۰:مقایسه دانهبندی کنسانتره رافر در فلوتاسیون با گازوئیل امولسیون شده
در مقابل، اندازه P70 در باطله رافر از ۳۹/۲ میکرون به ۴۴/۵ میکرون افزایش یافته است که نشاندهنده کاهش مقدار ذرات ریز در باطله است. این موضوع اثبات میکند که ذرات ریز مولیبدنیت در حضور امولسیون با کارایی بالاتری بازیابی شدهاند (شکل۱۱).

شکل۱۱: مقایسه دانهبندی باطله رافر در فلوتاسیون با گازوئیل امولسیون شده
بهطور کلی، این تغییرات نشان میدهند که گازوئیل امولسیونشده نهتنها باعث بهبود نرخ جذب ذرات ریز شده، بلکه منجر به کاهش پراکندگی ابعادی در کنسانتره و افزایش پایداری عملکرد مدار گردیده است.
در طی چهار روز آمادهسازی و تزریق امولسیون گازوئیل–آب، تلاش شد چالشهای فرایند شناسایی و برای هر یک راهکارهای مناسب ارائه شود. در مرحله نخست، پیشنهاد میشود مسیر تزریق از جنس پلیاتیلن انتخاب شود تا از زنگزدگی و خوردگی جلوگیری گردد. برای آمادهسازی امولسیون نیز استفاده از دو مخزن استیل مقاوم به خوردگی توصیه میشود تا امکان تزریق پیوسته بدون کاهش دبی فراهم شود.
از جمله مهمترین چالشهای اجرای پیوسته این طرح، افت فشار در پمپ تزریق است که باید با انتخاب صحیح پمپ، کنترل ویسکوزیته امولسیون و تنظیم دقیق مسیر جریان مورد توجه قرار گیرد.
این جلسه مورخ ۱۶/۰۹/۱۴۰۴ با موضوع استانداردسازی راهبری مدار کارخانه مولیبدن برگزار گردید. موضوعات بررسی شده در این جلسه شامل معرفی مدار کارخانه مولیبدن ، مشکلات و چالش های نوسان در کارخانه ها ، بررسی نوسان های موجود در مرحله فلوتاسیون پرعیارکنی اولیه ( رافر) و ارائه پیشنهاداتی جهت کاهش این نوسان بود.
مدار کارخانه مولیبدن به این صورت است که خوراک از تهریز تیکنرهای مس-مولیبدن شمال و جنوب و همچنین فاز ۱ و ۲ تامین و از آنجا به مقسمی هدایت میشود که این مقسم وظیفه باردهی به ۲ مقسم گردان را به عهده دارد. پس از آن هر مقسم گردان وظیفه خوراکدهی به ۴ تانک حالت دهنده را بر عهده دارد. در تانک های حالت دهنده، مواد شیمیایی همچون سولفید سدیم، گازوئیل و آب اضافه میگردد. سپس، با درصد جامد ۲۹ وارد سلول های پرعیارکنی اولیه میشود. در کارخانه مولیبدن کنسانتره هر مرحله به مرحله بعد و باطله هر مرحله نیز به مرحله قبل خود ارسال میگردد. باطله مرحله پرعیارکنی اولیه به عنوان باطله نهایی کارخانه مولیبدن به سمت تیکنر های مس ارسال و کنسانتره مرحله پرعیارکنی اولیه وارد مرحله شستشو شده که شامل ۷ مرحله شستشو بوده و پس از طی این ۷ مرحله شستشو کنسانتره مرحله شستشو ۷ به عنوان کنسانتره نهایی وارد تیکنر های نهایی شده و ته ریز این تیکنر ها وارد ساختمان فیلترپرس و خشک کنی و در نهایت بشکه پرکنی میگردد (شکل ۱).

شکل ۱: مدار کارخانه مولیبدن طبق طراحی
هدف اصلی ارائه در مورد خوراک ورودی به کارخانه مولیبدن و نوسانات عیار، دبی و همچنین درصد جامد بود. نحوه ورود بار به مدار کارخانه و مرحله پرعیارکنی اولیه شرح داده شد.
خوراک کارخانه از کنسانتره کارخانه های پرعیارکنی ۱ و ۲ که به ترتیب خوراک تیکنر های مس-مولیبدن شمال و جنوب و فاز ۱ و ۲ میباشد تامین میگردد. پس از آبگیری وارد مقسم خوراک کارخانه مولیبدن شده و پس از آن بین ۲ مقسم گردان بار توزیع میشود (شکل ۲).

شکل ۲: نحوه ورود خوراک کارخانه به سمت مقسم های گردان کارخانه مولیبدن
وظیفه مقسم های گردان تقسیم بار و توزیع بار بین ۴ تانک حالت دهنده است. پس از آن بر روی تانک های حالت دهنده نیز دو مخزن وجود دارد که ورودی این دو مخزن باطله های کلینر ۱ است. مخزن باطله کلینر ۱ ردیف ۱ و ۲ به تانک های حالت دهنده ۱ و ۲ و همچنین مخزن باطله کلینر ردیف ۳ و۴ به تانک های حالت دهنده شماره ۳ و ۴ بار را توزیع میکند (شکل ۳).

شکل ۳: نحوه توزیع خوراک کارخانه به تانک های حالت دهنده
درکارخانه ها نوسان میتواند چالشهایی را ایجاد نمایید که برخی از این چالش ها در این ارائه نام برده شد که شامل موارد زیر میباشد:
- نوسانات باردهی و زمان ماند در تجهیزات
- عدم کنترل مصرف مواد شیمیایی
- عدم امکان استفاده از حلقههای کنترلی در کارخانه
- عدم راهبری مناسب سلولهای فلوتاسیون
درکارخانه مولیبدن عوامل ایجاد این نوسان بررسی گردید و طی پایش هایی که انجام شد یکی از این عوامل نوسان درصد جامد در خوراک مرحله پرعیارکنی اولیه ( رافر) بود که این درصد جامد میبایست طبق طراحی ۲۹ درصد باشد اما برای رافر۱، ۳۶ درصد با انحراف معیار ۱۰/۹ و برای رافر ۲، ۲۶/۱ درصد با انحراف معیار ۶/۳ و برای رافر ۳ ، ۳۴/۷ درصد با انحراف معیار ۹ و برای رافر ۴، ۳۱/۷ با انحراف معیار ۵/۹ بود که دارای نوسان است (شکل ۴).

شکل ۴: نوسان درصد جامد ورودی به سلول پرعیارکنی اولیه ( رافر)
از عوامل دیگر ایجاد نوسان در دبی و عیار، تقسیم نامناسب باطله شستشو ۱ ( کلینر۱) بود که مسیر آن به اینصورت است : مرحله شستشو ۱، ۴ ردیف است. باطله ردیف ۱ و ۲ به ۲ حوضچه پمپ منتقل میگردد و پس از آن با استفاده از پمپ ردیف ۱ و ۲ به مقسم باطله شستشو ۱ ( کلینر) انتقال پیدا میکند. این مقسم بار خود را بین تانک های حالت دهنده شماره ۱ و ۲ تقسیم میکند که برای ردیف ۳ و ۴ نیز به همین صورت بار انتقال میابد (شکل ۵).

شکل ۵: مسیر انتقال باطله شستشو ۱ (کلینر )
به دلایلی مانند تفاوت در بارکشی، عیار متفاوت ۴ ردیف شستشو ۱ و ایراد در پمپ های انتقال و تفاوت در مسیر انتقال، دبی و عیار متفاوتی در ردیف های ۱ و ۲ با ردیف ۳ و ۴ بوجود میآید. طی بررسیهایی انجام شده دبی باطله شستشو ردیف ۱ و ۲، ۸۲/۸ مترمکعب بر ساعت و ردیف ۳ و ۴، ۶۱/۲ مترمکعب بر ساعت اندازهگیری شد.
همچنین از ۴ ردیف پرعیارکنی اولیه (رافر) نمونهگیری جهت عیارسنجی گرفته شد. متوسط عیار مولیبدن رافر ردیف ۱ و ۲، ۰/۴۹ درصد و متوسط عیار ردیف ۳ و ۴، ۰/۶۰ درصد بود که نشان از تقسیم نامناسب باطله شسشتو ۱ است.
جهت کاهش نوسان ورودی به سلول های پرعیارکنی اولیه پیشنهاد انتقال باطله کلینر ۱ به مقسم ورودی کارخانه داده شد که به همراه تهریز تیکنرهای مس-مولیبدن شمال و جنوب و فاز ۱ و ۲ همگن شده و به مقسم های گردان خوراک دهی شود (شکل ۶). از اثرات این انتقال میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
- همگنسازی خوراک مرحله پرعیارکنی اولیه قبل از ورود به مقسم های گردان
- کاهش نوسان دبی و عیار ورودی ۴ ردیف مرحله پرعیارکنی اولیه
- اختلاط کامل مواد شیمیایی موجود در باطله کلینر ۱ به خوراک ورودی کارخانه
- کاهش ۸ مسیر از ۱۶ مسیر ورودی به تانکهای حالتدهنده

شکل ۶: انتقال باطله شستشو ۱ به مقسم خوراک کارخانه
همچنین جهت کاهش نوسان درصد جامد، دبی و عیارخوراک ورودی به کارخانه که به دلیل نوسان و تفاوت در درصد جامد، دبی و عیار ارسالی از تهریز تیکنرهای مس- مولیبدن شمال و جنوب با فاز ۱ و۲ است، پیشنهادی ارائه گردید. امکان افزودن مخزنی قبل از ورود بار به مقسم خوراک کارخانه وجود دارد. بار ابتدا وارد یک مخزن نوسان گیری شده و بعد از آن به مقسم خوراک دهی و وارد مقسم های گردان گردد. طی بررسیهایی که انجام شد مخزنی در طبقه همکف کارخانه مولیبدن وجود دارد که در طی این چند سال از آن استفاده نمیشود (شکل ۷). مزایای استفاده از این مخزن نوسانگیر شامل موارد زیر است:
- اختلاط تهریزهای تیکنر مس-مولیبدن شمال و جنوب با فاز ۱ و ۲
- امکان ارسال تناژ کنترلشده به کارخانه مولیبدن
- امکان افزودن مواد شیمیایی (گازوئیل و سیلیکات سدیم) به مخزن نوسانگیر
- امکان تنظیم درصد جامد ارسالی به تانکهای حالت دهنده
- افزایش زمان ماند خوراک به مدت حداقل ۴۸ دقیقه برای موارد اضطراری
جهت اجرای این پیشنهاد میبایست ملاحظات و چالش هایی از قبیل تهیه همزن و پمپ نیز در نظر گرفته شود.

شکل ۷: مسیر پیشنهادی برای افزودن مخزن نوسان گیر
خلاصه و نتیجهگیری:
- افزایش زمان ماند خوراک ورودی به کارخانه به مدت ۴۸ دقیقه و ارسال بار یکنواخت و همگن به مدار فلوتاسیون از طریق افزودن مخزن نوسانگیر امکان پذیر است.
- با انتقال باطله کلینر ۱ به مقسم خوراک کارخانه ۸ مسیر از ۱۶ مسیر ورودی به تانکهای حالتدهنده کاهش مییابد.
- با تغییر مسیر باطله کلینر ۱ به مقسم خوراک کارخانه مولیبدن، مواد شیمیایی موجود در هر چهار ردیف کلینر در یک نقطه مخلوط و همگن میشود.
- با کاهش نوسان ورودی به کارخانه، امکان راهبری استاندارد مدار و استفاده از حلقههای کنترلی در کارخانه امکانپذیر میشود.
آخرین نظرات
امیرحسین مهدیان در: چهارصد و هشتاد و ششمین جلسه هفتگی مرکز تحقیقات فرآوری مواد کاشیگر (استانداردسازی راهبری مدار کارخانه مولیبدن)
با سلام و احترام. تشکر از شما و راهنمایی شما. بله امولسیون گازوئیل و آب باعث بهت ...
امین حبیبی در: چهارصد و هشتاد و ششمین جلسه هفتگی مرکز تحقیقات فرآوری مواد کاشیگر (استانداردسازی راهبری مدار کارخانه مولیبدن)
سلام وقت بخیر و خداقوّت. بسیار کار ارزشمندی انجام شده. فقط بررسی تاثیر یک تغییر ...
میلاد کریمی در: مجموعه کتب استانداردسازی راهبری کارخانهها از طریق بازرسی فرآیند
عالی ...
مهدی غروی در: انتخاب دکتر صمد بنیسی به عنوان هیات علمی برگزیده در همکاری با جامعه و صنعت در سال ۱۴۰۴ از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
توفیقات استاد عزیز و گرامی روزافزون باد ...
m.talebiyazd@gmail.com در: جلسه هفتگی استانداردسازی فرآیندها در کارخانه گلگهر: عیب یابی فرآیندی سلولهای فلوتاسیون ومکو خطوط تولید کنسانتره ۵، ۶ و ۷ شرکت معدنی و صنعتی گلگهر
سلام وقت بخیر . پی اچ آب فلوتاسیون کارگاه ( جهت استخراج فلز ) باس بالای ۹ باشه . ...